أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

482

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

غ غابر ( 323 ) ، باقى ، پاينده . ( لغت‌نامه ) غاليه ( 50 ) ، گران ، بوى خوش است مركب از مشك و عنبر . ( غياث ) غبرا ( 135 ) ، زمين . ( لغت‌نامه ) غبوق ( 250 ) ، شرابى كه در شبانگاه نوشند . ( لغت‌نامه ) غراب ( 238 ) ، زاغ ، كلاغ . ( معين ) غرفات ( 256 ) غرفه‌ها . ( لغت‌نامه ) غرفش ( 256 ) ، سرزنش ، ملامت . ( ناظم الاطباء ) غطا ( 176 ) ، پرده ، پوشش ( لغت‌نامه ) غفير ( 276 ) ، فراوان ، بسيار . ( غياث اللغات ) غلاظ ( 261 ) ، غليظ ، سخت ، درشت . ( لغت‌نامه ) ف فايز ( 42 ) ، رستگارشونده ، رستگار ، پيروزىيابنده . ( لغت‌نامه ) فتراك ( 306 ) ، تسمه و دوالى كه از پس و پيش زين اسب آويزند و آن را به تركى قنجوقه گويند . ترك‌بند . ( برهان ) فستان ( 212 ) ، جامهء فراخ . فقّاع ( 354 ) ، شرابى كه از جو و مويز و جز آن گيرند . ( معين ) ق قاذورات ( 31 ) ، نجاسات . ( آنندراج ) قاقم ( 177 ) ، حيوان كوچكى است نظير سمور ، حيوانى است از موش بزرگتر و سفيد و دمش كوتاه و سر و دم آن سياه ، پوستش به غايت سفيد و ملايم باشد و از آن پوستين مىسازند ( آنندراج )