أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

23

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

يعسوب المسلمين - صلوات اللّه و سلامه عليه و آله اجمعين « أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ « 1 » » : ورث الزّهّاده كابرا * عن كابر موصولة الأسناد بالإسناد « 2 » واقعهء مرض و ذكر وفات شيخ عالىدرجات آورده‌اند كه ، از كثرت رياضت كه شيخ بر نفس نفيس خود مىگماشت و به هرچند روز نقض وضو جايز مىداشت شيخ را در مثانه غدّه و در مجارى بول سده‌اى طارى شده بود و به هرچند وقت كه اطبّا به معالجه مشغول مىشدند آن عارضه اندك تخفيفى مىيافت ؛ بالاخره همان مرض موجب انتقال آن حضرت از اين دار بىاعتبار به جانب دار القرار گرديد . و در اثناى آن ايّام كه ، موعد رحلت نزديك شده بود و شدّت وجع و الم مستولى گشته گاهى كه خاطر عاطرش خواهان استراحت بودى عزيمت منزلى كه مرقد منوّر و مشهد معطّرش خواهد « 3 » بود فرموده لحظه‌اى بياسودى و باز حرم محترم ايشان كه صبيهء شيخ زاهد بود چون از كثرت [ 29 ] مردم در آن منزل به خدمت شيخ اقدام نمىتوانست نمود ايشان را به خانه نقل دادى و چون چندى در منزل خود بودى باز گفتى كه مرا به خانهء من بريد . مردم مىگفتند كه شما در خانهء خوديد چشم باز كرده مىفرمود كه خانهء اصلى من آن است و اشارت به حظيره مىكرد تا باز شيخ را به آنجا نقل مىكردند . و چون وقت عزيمت به غايت قريب شد پيوسته اصحاب را به استقامت بر طريقهء مشايخ كرام و بذل و سفره و اكرام و انعام و سقى و اطعام وصيّت كردى و پيوسته از اين مقوله حكايات با اصحاب در ميان آوردى و از اقتضاى قضاى الهى در وقت رحلت شيخ ، شيخ صدر الدّين موسى حاضرنى كه اضطرارا لا اختيارا به سلطانيّه « 4 » رفته بود 18

--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 90 . « اينان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده است ، پس به روش ايشان اقتدا كن » . ( 2 ) . ترجمه : به ارث بردند پارسايى را پدر از پدر [ پشت سر هم ] درحالىكه اسناد آن به اسناد [ ديگر ] پيوسته بود . ( 3 ) . م : خواهت ، و : خواست ( 4 ) . سلطانيّه : در نيمهء راه ميان ابهر و زنجان قرار دارد . اين شهر را ارغون خان بنيان گذاشت و الجايتو در سال