أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

475

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

جدى ( 357 ) ، بزغاله ، برج دهم از بروج دوازده‌گانه ، ستارهء قطبى نيز گويند . مطابق با دىماه است . ( لغت‌نامه ) جرارت ( 221 ) ، جراره ، بسيار كشنده ، گران‌سلاح . ( لغت‌نامه ) جرّه ( 253 ) ، باز نر . ( آنندراج ) جسيم ( 237 ) ، تناور ، تنومند ، ستبر ، داراى اعضاى متناسب ، خوش‌اندام . ( معين ) جم غفير : همه ، جميع . ( لغت‌نامه ) جمى ( 334 ) ، مقدار چيزى ، شخص ( لغت‌نامه ) جنيبت ( 179 ) ، يدك ، اسب كتل . ( معين ) جوانغار ( 54 ) ، جانب دست چپ ، ميسره . ( لغت‌نامه ) جوزا ( 121 ) ، سوّمين برج از بروج دوازده‌گانه مطابق با خردادماه . ( معين ) جهر ( 30 ) ، بلند خواندن ، آواز بركشيدن ، آشكار ، علم سر و جهر . ( آنندراج ) چ چرغ ( 180 ) ، پرنده‌اى شكارى از نوع شاهين ( آنندراج ) چلقوه - چالقوبين ( 354 ) ، به تركى رومى به پشت خوابيده و بر قفا افتاده را گويند كه آن را به فارسى ستان و به عربى سطيح خوانند ( سنگلاخ ) ح حداثت ( 62 ) ، نوشدن ، اوّل جوانى . ( معين ) حرز ( 168 ) ، تعويذ . ( معين ) حرور ( 187 ) ، گرما ، حرارت آفتاب ، باد گرم ، آتش . ( غياث ) حشر ( 52 ) ، سياهى لشكر . ( ناظم الاطبّاء ) حصاد ( 6 ) ، وقت درو ، درو كردن . ( آنندراج ) حضانت ( 225 ) ، در زير بال گرفتن ، دربرگرفتن ، در دامن خود پروراندن . ( معين )