أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

453

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

فاسد ، مكتوب فرمان‌وش مشتمل بر كلمات لاطايل و محتوى بر زوايد بىحاصل نوشته مصحوب ايلچى خود به پايهء سرير اعلى ارسال داشت ؛ ماحصل نامه آنكه : « چون حاكم على الاطلاق كشور ربوبيّت زمام امور تدبير مملكت و تسخير بلاد ربع مسكون را از عهد ازل و فيض جود لم يزل به قبضهء اقتدار و انامل اختيار جدّ بزرگوار سعيد شهيد ما نهاده و تقويت فرموده و سرير عدالت و مرحمت در بارگاه رأفت و عطوفت بسيار است ، ضبط و رونق ما قيام و انتظام يافته و سكّهء شيرمردى در ضرّابخانهء دليرى و فيروزى به القاب همايون ما موشّح شده و نداى امامت و خلافت از هاتف غيبى رسيده ، پس بدين [ دليل ] به فحواى حديث « الولد سرّ ابيه « 1 » » ميراث پدر به پسر مىرسد ، ديگر بر عالميان ظاهر و مبرهن است كه چون آفتاب جهانتاب از مشرق اقبال نمايد ، مجموع ستارگان نورانى روى به مغرب افول نهند . شعر كشد از كمين تيغ چون شاه مهر * فرو ريزد انجم ز سطح سپهر طلوع ما از جانب مشرق و ظهور شما از صوب مغرب بايد كه به همين قياس كنند ، چون زيارت كعبهء معظّمه تشريفا و تعظيما ركنى از اركان اسلام است و فرض بر همهء مسلمانان ، بايد كه تمام راهها كه به كعبهء معظّمه است ساخته و پرداخته نمايند كه عساكر نصرت‌مآثر داعيه نموده‌اند كه به زيارت مشرّف شوند و ساورى و پيشكش طيار فرمايند و خطبه و سكّه به القاب همايون ما موشّح و ملقّب گردانند و استادان بنّا و مهندسان دانا كه در آن بلاد و ديار باشند جهت تعمير مساجد و بقاع خير روانهء درگاه معلّى سازند و خود نيز متوجّه پايهء سرير معلّى شوند و الّا كه از فرموده تخلّف و تمرّد ورزد و از حكم ، لازال نافذا فى مشارق الارض و مغاربها ، عدول و انحراف نمايد ، فرزند اعزّ ارجمند ، عماد الدّين بهادر را با جماعت امرا و لشكريان سرحدّ قندس و بقلان و حصار شادمان تا نواحى تركستان بدان رقم آيت اسم خليل ثبت نموده زمانه در نظر اهل زمان جلوه داد » .

--> ( 1 ) . خزينة الامثال ، ص 201 : پسر براى پدر خود راز است .