أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
450
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
ص 323 شيبك خان ( 40 ) ابو الفتح محمد فرزند بوداق فرزند ابو الخير شيبانى . به نوشتهء پارهاى منابع ، نام وى در اصل شاه بخت بوده و اين نام را پدربزرگش ، ابو الخير خان فرمانرواى دشت قبچاق ( 832 - 873 ه . ق ) ، بر او نهاده بود ؛ امّا در منابع تاريخى دورهء صفويّه با نام شاهى بيگ خان آمده است و گويا شيبك خان شكل تحريف شدهء شاهى بيگ يا شاه بخت باشد . او را شيبابى خان نيز ناميدهاند . نسبش به شيبان ، فرزند جوجى ، فرزند چنگيز ( 603 - 624 ه . ق ) مىرسد . وى بنيانگذار دودمان شيبانيان است كه از 906 تا 1007 ه . ق در فرارود فرمان مىراندند . در كودكى پدرش درگذشت و ابو الخير خان تربيت او را به عهده گرفت . پس از مرگ ابو الخير خان ، قراچين بيك ، امير ازبك به تربيت وى و برادرش ، محمود همّت گمارد و پس از چندى او را به قاسم خان ، حكمران دشت قبچاق سپرد . وى نيز شاهى بيگ را به امير الامرايش ، تيمور بيگ ، سپرد . حكمرانى دشت قبچاق پس از درگذشت ابو الخير خان ميان خويشان او تقسيم شده بود و شاهى بيگ خان كه در اين تقسيم بىبهره مانده بود ، با سربازانى كه به تدريج بر او جمع شده بودند ، به تسخير فرارود پرداخت و در 906 ه . ق سمرقند را گشود . پس از مدّتى بابر به يارى مردم وارد آن شهر شد و شيبك خان پس از دو نبرد ، سمرقند را از او پس گرفت . در 908 ه . ق تاشكند و شاهرخيّه را غارت كرد . در 909 ه . ق بلخ را گشود و در 913 ه . ق . هرات را از بديع الزمان ميرزا و مظفّر حسين ميرزا پسران سلطان حسين بايقرا كه در 912 ه . ق باهم به حكومت رسيدند ، گرفت . در اين زمان به جز ماوراء النّهر ، خراسان را نيز تا حدود دامغان در دست داشت . پس از آن ادّعاى پشتيبانى از اهل سنّت كرد و شاه اسماعيل يكم صفوى ( 907 - 930 ه . ق ) را به تسنّن خواند و چند بار با نامههايى او را تحقير كرد . شاه اسماعيل نيز با فرستادن چند پيك ، از جمله خليل آقاى صفوى ، وى را به آرامش فراخواند . سرانجام در 916 ه . ق شاه صفوى براى نبرد با شيبك خان به خراسان تاخت ؛ در محمودآباد مرو بين آن دو نبرد درگرفت و محمد شيبانى در اين جنگ شكست خورد و بر اثر زخمهايى كه برداشته بود ، جان سپرد . خورشاه مىنويسد « اين فتح در بيست و ششم شهر شعبان سنهء ست عشر و تسعمايه روى نمود » . اسكندر بيك منشى نيز پس از شرح وقايع جنگ مىنويسد : « جثهء شاهى بيگ خان را يكى از غازيان بوزجلّو ،