أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

448

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

ساختن آن فرمان داد . و فرمانبران حسب الحكم به تقديم رسانيده آن ميدان را مانند عرصهء اميد وسيع گردانيدند و پادشاه عاليجاه يك دو هفته آنجا به اسب تاختن و تير بر قبق انداختن پرداخت و از اصفهان به همدان شتافته موسم تابستان در صيد و شكار و گشت دشت و مرغزار به پايان رسانيد . و در فصل پائيز دامن كوه الوند معسكر نصرت‌اثر گرديد و اردوى ظفرنشان از آنجا متوجّه دار الملك آذربايجان گشته ، ساكنان آن بلده از غايت فرح و سرور به آيين بستن شهر پرداختند و در كمال نشاط و انبساط لوازم نياز و نثار به جاى آورده مراسم اخلاص و دولتخواهى ظاهر ساختند و حضرت شاهى محفوف به اصناف الطاف الهى روزى چند در آن بلده به عيش و طرب اوقات گذرانيد . آنگاه به جانب خوى توجّه فرمود و در اثناى راه مزاج با ابتهاج امير نجم الدّين زرگر از نهج اعتدال به منهج اعتلال انتقال نمود و التهاب آتش تب اسباب حيات جناب وكالت‌آماب را در بوتهء مرض بگداخت و اشتداد حرارت سوء المزاج قوىمحركه را ضعيف ساخته آن جناب را از پاى درانداخت ، تلطيف غذا و استعمال دوا اصلا فايده نداد و آن امير فاضل نصفت نهاد پس از وصول به باغ خوبانه ، كه به خمنه اشتهار يافته و در هشت فرسخى تبريز است ، روى به جنة الماوى نهاد . پادشاه والانژاد جسدش را به جانب نجف روان فرمود . و بعد از انقضاى ايام تعزيب آن خسرو صافىطويت امير يار احمد اصفهانى را به تفويض منصب وكالت سرافراز گردانيد و نجم الدّين ثانى لقب داده رايت اعتبار و اختيارش را به فرق فرقدين رسانيد » . ( نك : حبيب السير ، ج 4 ، صص 499 - 500 ) . ص 309 مولانا شرف الدّين على يزدى ( 38 ) از مورّخان بنام عهد تيمورى ( متوفاى 858 ه . ق ) و از شاعران فارسىگوى و متخلص به شرف . وى مورد علاقهء سلطان شاهرخ تيمورى و ميرزا ابو الفتح ابراهيم سلطان بود . در سال 846 ه . ق ميرزا سلطان محمد پسر بايسنقر و نوهء شاهرخ حاكم عراق عجم ، او را به قم دعوت كرد . در سال 850 ه . ق كه سلطان محمّد ، بر شاهرخ بشوريد و از او شكست خورد ،