أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

446

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

يار احمد خوزانى ( اميرنجم ثانى ) از طرف شاه به وزارت رسيد . ( نك : شاه اسماعيل اوّل ، صفحات متعدد و احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 146 ) . در حبيب السير ( ج 4 ، ص 490 ) دربارهء امير نجم الدين آمده است كه « در اوايل حال در سلك اشراف و اعيان رشت كه داخل مملكت جيلان است ، منتظم بود و به واسطه كمال مهارت در صناعت صياغت از امثال و اقران ممتاز و مستثنى مىنمود . و در آن ايّام كه آن گوهر كان الطاف الهى يعنى حضرت شاهى دين‌پناهى در ولايت لاهيجان به سر مىبرد ، امير نجم الدّين مسعود بنابر ارادتى كه نسبت به دودمان پيغمبرى سيّما منتسبان خاندان حيدرى ثابت داشت ، ناديده نقش محبت آن قرة العين ولايت را به قلم اخلاص بر خاتم دل نگاشت و انگشترى كه قابل انگشت همايون تواند بود ساخته ، مصحوب معتمدى ارسال نمود و چون آن تحفه و پيغام به عرض خدام آستان سپهر احتشام رسيد و نقد اخلاص آن سالك طريق رشد و رشاد در معيار ضمير پادشاه كامكار مانند طلاى مهرى تمام‌عيار نبود به سكه قبول مقرون شده قاصد مشمول انعام و اكرام رخصت انصراف يافت . و بعد از آنكه موكب همايون پادشاه ربع مسكون از آن مملكت به خطهء اردبيل مراجعت و صيت ظهور دولت و اقبال ابدى الاتّصال در اطراف عالم سمت شيوع پذيرفت ، كوسه عباس كه سپهسالار حاكم رشت امير اسحاق بود و در مذهب تسنّن غلوّ مىنمود ، دانست كه امير نجم الدّين مسعود به ملّت عليّهء اماميّهء عمل مىنمايد و نسبت به آن قدوهء اولاد خير البريه در طريق اخلاص و نيازمندى سلوك مىفرمايد . بنابر آن امير اسحاق را بر قتل آن جانب اغوا كرد . و امير نجم الدّين از اين معنى خبر يافته ، به پاى فرار روى به درگاه پادشاه جم اقتدار آورد . و در آن ايّام كه اردوى ظفر انجام متوجّه شروان بود به موكب همايون پيوسته ، در سلك ساير خدام پايهء سرير اعلى انتظام يافت و پرتو آفتاب عنايت شاهى از مطلع مرحمت نامتناهى طالع شده بر وجنات احوالش تافت . و چون آن جناب به صفت فراست و كاردانى و سمت كياست و فضايل نفسانى اتّصاف داشت و به حلاوت گفتار و محاسن كردار از امثال و اقران ممتاز بود ، همواره تخم جود و احسان در زمين طوايف انسان مىكاشت ، به اندك زمانى اعتبار و اختيار بسيار پيدا كرد . و در خلال احوال مذكور به منصب وكالت نفس نفيس همايون سرافراز گشته من حيث الاستقلال روى به تمشيت مهّمات ملك و مال آورد ، پايهء قدر و منزلتش از تمامى امراى عظام و مقرّبان