أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

438

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

گلستان ارم 929 ه . ق را ثبت كرده‌اند . شيخ شاه سرانجام در 17 رجب 930 ه . ق درگذشت . وى 22 سال به عدل و داد حكومت كرد . حاكمى بود خردمند و عادل . در حق بزرگان علم و دين مهربانى مىكرد . از وى هفت پسر بر جاى ماند . ( نك : گلستان ارم ، صص 3 - 9 ؛ تاريخ شروان و دربند ، ص 253 ؛ عالم‌آراى صفوى ، 57 به بعد ؛ عالم‌آراى شاه اسماعيل ، صص 53 ، 54 به بعد ؛ خلد برين بخش ايران در روزگار صفويان صص 106 ، 107 ؛ عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، صص 60 - 74 به بعد ؛ خلاصة التواريخ ، ج 1 ، صص 97 ، 129 به بعد ؛ شاه اسماعيل صفوى ، صص 275 - 292 و يادگار ، س 3 ، ش 9 ، صص 73 - 76 ) ص 174 تغيير مذهب در ايران ( 32 ) در مورد تغيير مذهب در ايران . قاضى احمد غفارى شرح مبسوطى دارد . او مىنويسد : « بر منحصران فن سير و اخبار پوشيده نخواهد بود كه عظماى سلاطين سلف كه مدتها قواعد حشمت ايشان مشيّد و مبانى شوكتشان ممهّد گشته بود هرچند خواستند كه كلمه‌اى چند كه كنايه از ستم ملاعين باشد بر زبان گذرانند ، مقدورشان نشد . چون معتضد عباسى كه حكم او بر شرق و غرب عالم جارى بود در سنهء اربع و ثمانين و مائتين ( 284 ) خواست تا بر منابر لعن معاويه كند و صحيفه‌اى كه مخبر بود از مناقب اهل بيت ( ع ) و مثالب اعداى ايشان بخواند ميسّر نشد و همچنين معز الدوله احمد بن بويه كه هريك از برادرانش پادشاه فارس و عراق بودند و خودش فرمانفرماى عراق عرب و در كمال شجاعت و دلاورى در ربيع الثانى سنهء احدى و خمسين و ثلاثمائه ( 351 ) خواست تا كلماتى كه به طريق كنايه لعن ملاعين لازم آيد بر در مساجد نقش كند ، مقدورش نبود و حسب الصلاح سعى بر آن قرار يافت كه به جاى آنها اين كلام قلمى نمايند كه لعن الله الظالمين من آل محمد من الاولين و الاخرين . امّا اين قدر شد كه ذكر اسم معاويه را به صريح ذكر كنند و به دستور سلطان محمد خدابنده كه قدمت دودمان او و قهر و غلبه لشكر مآلش مخفى و مستور نيست در شهور سنهء تسع و سبعمائهء ( 709 ) از صميم قلب فرمان داد تا در سكّه و خطبه اسامى حضرات ائمهء هدى ذكر كنند . بعضى از بيم قبول نموده اهالى اصفهان به قدم ممانعت پيش آمدند و قبول نمىكردند تا در سنهء عشر و سبعمائه ( 710 ) قريب بيست هزار سوار مقرّر شد كه بدانجا روند و متمرّدان را تأديب كنند بعد از