أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
18
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
پوشانيد و بعد از ارشاد ، نسبت لبس خرقه نيز به آن حضرت رسانيد . شيخ صفى الدّين در خدمت شيخ زاهد داد رياضت و مجاهده دادى و در هيچ آز و آرزو بر چهرهء خود نگشادى و به هر هفت روز يك نوبت افطار كردى . بالاخره به نصايح شيخ افطار را بر هر سه روز مقرّر داشت و بر پشت مبارك جهت مطبخ شيخ زاهد [ 22 ] هيمه كشيدى و اگر چه والدهاش هر ساله دو دست سر و پاى پنبكى جهت شيخ از دسترشت خود فرستادى ، شيخ جز نمد و ماشاد « 1 » نپوشيدى و غير از قطعه شال بر سر نپيچيدى . آخر الامر شيخ زاهد ، شيخ را به افطار يومى دستورى فرمود و او هر شب روزه مىگشود ، امّا يك لقمه از برنج خشكهء « 2 » بىروغن اختيار مىنمود و روز روزه به آن خرسند مىبود و لحوم و دسوم نخوردى و از خوردن مطلق حيوانى اجتناب كردى . تا آنكه حضرت شيخ زاهد آن عادت را نيز از مزاج شريفش زايل كرد . از شيخ صدر الدّين منقول است كه فرمود كه : شيخ مىفرمود كه آنچه من از رياضات و مجاهدات كشيدهام اگر بر دوش همهء درويشان قسمت يابد طاقت كشيدن آن نيارند ، امّا ترقّى من به واسطهء آنها نبود ، بلكه به سبب خدمات پسنديدهاى بود كه نسبت به شيخ و حرم و خدمش به جاى آوردم و در بذل جان و مال امهال و اهمال نكردم و مصروفات شيخ به هر جهت جميع حاصل يك زوج زراعت « 3 » بود كه حق سبحانه بركتش مىافزود و شيخ آن را به دست كرامت در خدمت شيخ زاهد و اتباعش و صادر و وارد صرف مىنمود . شيخ صدر الدّين - قدّس سرّه - از شيخ اسحاق باقلانى نقل كند كه گفت : روزى بر بيرون خلوت شيخ زاهد بودم از شيخ مىشنودم كه در خلوت با اخى سليمان مىگفت كه ، اين پسر را ، يعنى شيخ صفى الدّين را به هرچه آزمودم زيادت از آن بود . هرچند شيخى و سجادهنشينى و اجازت و [ 23 ] ارشاد بر او عرض كردم قبول نكرد و تا به مقصد اصلى نرسيد به هيچ چيز سر فرو نياورد . مباركش باد مباركش باد . « 4 » روايت كردهاند كه از كمال انس و استيناس كه ميانهء شيخ زاهد و شيخ از حد قياس
--> ( 1 ) . نسخه : ماشاب . ( 2 ) . و : خشك . ( 3 ) . يعنى يك جفت گاو . ( 4 ) . و : مباركش باد .