أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
413
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
اسماعيل شروان را فتح كرد ، به دستور او جسد شيخ حيدر را به آرامگاه خانوادگى صفويان در اردبيل انتقال دادند . در مورد سر شيخ حيدر ، كاترينو زيو ( سفرنامه ، ص 245 ) ، سفير و نيز در دربار حسن بيك ، مىنويسد : « پس از آنكه سر شيخ را در خيابانهاى تبريز گرداندند نزد سگان افكندند . » بازرگان گمنام ونيزى نيز كه براى امور بازرگانى به تبريز آمده بود مىنويسد : « فرمانرواى تبريز دستور داد پس از گرداندن سر شيخ حيدر در شهر تبريز « سر بريده شيخ را به ميدانى كه گنهكاران را در آنجا به دژخيمان مىسپارند ببرند و نزد سگان افكنند تا طعمهء آنها شود » . يعقوب بيك پس از كشته شدن شيخ حيدر ، خواهرش حليمه بيگى آغا ، همسر شيخ حيدر و سه فرزندش على ، ابراهيم و اسماعيل را در 893 ه . ق / 1488 م به شيراز اعزام داشت و به دستور او ، منصور بيك حاكم شيراز آنان را در قلعهء استخر فارس زندانى كرد . ( نك : شاه اسماعيل اوّل ، صص 154 - 144 ، سفرنامههاى ونيزيان در ايران ، بخش سفرنامهء كاترينو زنو ، صص 246 - 241 ) ص 2 شيخ صفى الدّين اردبيلى ، فرزند ضياء الدّين جبرئيل و مادرش دختر عمر بارقى ، از عرفاى بنام قرن هشتم هجرى و جدّ اعلاى شاهان صفوى است . به نوشتهء ادوارد براون « در كودكى جدّى و گوشهگير بود و در بازيهاى كودكانه شركت نمىكرد . از همان دوران كودكى به مذهب تعلّق خاطرى پيدا كرد . چون آوازهء شيخ نجيب الدّين بزغوش شيرازى را شنيده بود به بهانهء ملاقات برادرش صلاح الدّين رشيد ، كه در شيراز در كمال اعتبار و جلال زندگى مىكرد ، با پاى پياده روانهء شيراز شد . [ در عالمآراى شاه اسماعيل ( ص 17 ) آمده است كه شيخ صفى هنگام ترك اردبيل 14 سال داشته است . در سلسلة النسب ( ص 18 ) سنّ او بيست سال قيد شده و در صفوة الصفا در اين زمينه مطلبى نيامده است ] و در خانقاه شيخ ابو عبد الله خفيف نزول فرمود . امّا در اين زمان شيخ وفات كرده بود « 1 » ( شعبان 678 ه . ق ) . شيخ صفى در شيراز با عرفا و دراويش همنشين شد با سعدى باب مراوده باز كرد امّا پسند خاطرش نيفتاد و دست
--> ( 1 ) . زمانى كه شيخ صفى به تنگ اللّه اكبر شيراز رسيد ، جنازهء شيخ نجيب الدّين را به گورستان مىبردند .