أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
406
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
ص 1 سلطان حيدر ( 3 ) در كتاب شاه اسماعيل تحليل جامعى از شخصيّت سياسى - مذهبى سلطان حيدر شده است كه مطالعه اين بخش براى آشنايى و درك روحيّهء نظامى - سياسى سلطان حيدر مفيد خواهد بود . مؤلف كتاب مىنويسد : « حيدر مانند پدرش جنيد ، شجاع ، ناآرام ، قدرتدوست و چون پدر خود آرزومند به دست آوردن قلمرو اختصاصى بود . او از خردسالى از جنگها و پيروزيهاى دايى خود حسن بيك اطلاع داشت و روحيّهء جنگجويى در او تقويت يافته بود . او پيوسته به ورزشهاى پهلوانى و فراگيرى فنون جنگى مىپرداخت . در فنون جنگ ، در شمشيرزنى و تيراندازى و نيزه به كار بردن و كمند انداختن سرآمد و در پهلوانى و زورمندى برتر از ديگران بود . فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى درباره شيخ حيدر مىگويد : « فى الواقع در حد ذات خويش مرد جلد و شجاع بود و در انواع دليرى و فنون جنگ از شمشيرزنى و تيرافكنى و نيزهبازى و كمنداندازى مهارتى تمام داشت . و تمام دوران زندگانى را در ورزش و طريق پهلوانى صرف كرد . حيدر كه هرگز گرمى محبت پدر را حس نكرده بود ، خواهان گرفتن انتقام از شروانشاه و داشتن سرزمينى بود كه مستقلا بر آن حكمفرمايى كند . او براى رسيدن به هدفهاى خود تصميمهاى دشوارى را به مورد اجرا گذاشت . او بيش از هر عاملى به مريدانش ، كه اميد بزرگ او براى دسترسى به قدرت پادشاهى بودند ، توجّه داشت . وى به درستى دريافت كه قدرت واقعى در تعداد مريدانى است كه كشته شدن در راه او را با شوق قلبى پذيرا شوند . بنابراين ، راه پدر در پيش گرفت و با شخصيّت نيرومند و پرجاذبهء خود ، در ايجاد ايمان عميق در مريدانش تا به آن حدّ توفيق يافت كه مريدانش او را نيز چون پدرش خدا دانستند و اطاعت از دستورهاى او را بر خود واجب شمردند . بىترديد ، كوشش گذشته جنيد در جذب اعتقاد راسخ مريدان كه او را خدا و حيدر را پسر خدا ناميدند در سلطهء بىچون و چراى او بر جان و هستى مريدانش تأثير خاص داشت و دشوارى او را كمتر مىنمود . كاترينو زيو ، سفير جمهورى و نيز در دربار حسن بيك ، دربارهء شيخ حيدر مىنويسد كه او « چنان در كار خود