أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

398

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

لشكر مور سپاهى منشور خود را به خطاب « يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ » « 1 » مخاطب كردى جاى آن داشتى . مثنويّه سپاهى در عدد ريگ بيابان * به عزم رزم چون صرصر شتابان در آن هموار دشت ديوپيماى * ز بسيارى چنان شد نيزه بر پاى كه گر سيماب باريدى چو باران * ستادى بر سنين نيزه‌داران هريك از امرا به آهنگى زمين بوسيده و هريك به رنگى اسبى كشيده بيرق برق‌افروز در حركت آورده و بر آن حضرت دعاى مستجاب الانتهاى عمر و بركت كرده به پيشانى تعظيم زمين‌ساى مىگشتند و مىگذشتند . و چون از هزار يكى و از [ 513 ] بسيار اندكى مشاهد گشت ، قياس باقى را از آن برداشته عنان فرس صبانفس را به جانب پيشخانه به اشارت سايه تازيانه منعطف ساخت . و چتر هماى مثال همايون‌فالش سايه بر ساحت خرگاه انداخته ، شاه دين‌پناه فرود آمده به حريم خوابگاه فرمود . دولتش يار و بخت ياور باد * فلكش كمترين تكاور باد بعد از آن سلطان ميدان نفير قيامت صفير سوارى كشيده گوركهء صاعقه‌خروش ، در موضع كالپوش ، مفتت عقل و هوش گشت . و آنجا خليل سلطان حاكم شيراز را از عقب زينل خان به رسم كمك با جمعى . . . « 2 » [ آهن فرسا به رسم منقلا متوجّه مشهد مقدّسه گردانيد . و خليل سلطان به قوّت دولت شاهى مستظهر بوده و در طىّ مسافت مسارعت نموده بسان برق و باد روى توجّه به مشهد مقدّسه نهاد . و عبيد اللّه خان كه در آن ولايت اقامت داشت ، چون ازين معنى خبر يافت اقدام ثبات و قرارش متزلّزل شده ، چارهء كار منحصر در فرار دانست . و در وقتى كه خليل سلطان 48 به يك فرسخى آن خطّه رسيد ، بعضى از ارباب و كلانتران مشهد را كوچانيده عنان هزيمت به صوب مروشاهجان

--> ( 1 ) . نمل ( 27 ) آيهء 18 . « اى مورچگان به لانه‌هاى خود برويد تا سليمان و لشكريانش شما را بىخبر درهم نكوبند » . ( 2 ) . نسخه در همين جا به پايان مىرسد . جهت تكميل موضوع ، مطالب بين [ ] از حبيب السير ، ج 4 ، ص 536 اضافه شد .