أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

382

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ » « 1 » را كتابهء بروج شهرى سازد . اگرچه آن بنيان حصانت نشان آن بلده پاى مكانت بر پشت ماهى نهد و سر ارتفاع به اوج ماه برافرازد عاقبت صدمت « أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ » « 2 » چهار ديوار شش جهتش را به باد بىنيازى از پاى دراندازد و ابدان سكّان آن را گرچه كوه‌پيكر و رويين‌تن باشند [ 491 ] به آتش تقدير بگدازد . لهذا امير كيوان‌نظير جوانب و اطراف قرشى را بر رؤوس فرق لشكرى قسمت فرموده مورچل ساختند . و فرقه‌فرقه به لوازم تسخير آن حصار متانت‌آثار پرداختند . هر روزه از جانبين به ارسال تير و تفنگ و اعمال آلت پيكار و جنگ مشغولى نموده گاه از اوج قلعهء طاير تير صفير « رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ » « 3 » به گوش امير و وزير و غنى و فقير مىرسانيد و گاهى از حضيض خندق مهرهء مستدير صرير « وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » « 4 » به همرازى اللّه اكبر خرجت خبير از اوج فلك اثير مىگذرانيد . مثنويّه چون به خونريز از آن بلندفضا * تير طيار شد به بال قضا هر كجا شد ز سر نموده قدم * روزنى برگشاد تا به عدم زين طرف هم حجارهء سجيل * در عوض از تفنگ روان بىقيل چون قضاهاى مبرم از ره جنگ * سوى مردم روانهء تير و تفنگ مدّت سه روز از جانبين آتش تفنگ و شعاع پيكان جانكاه و دلسوز نايرهء حرب و ضرب از سنگ و آتش برگ گرز و سنان شعله‌افروز بود تا آنكه روزى قيامت‌شيم از عشر آخر شعبان المعظم كه روزنامجهء آن بر قوم « وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ » « 5 » مرقوم بود منهيان قدر و مرغان قضا نداى « فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا

--> ( 1 ) . صافات ( 37 ) آيهء 177 . « چون عذاب به ساحتشان فراز آيد ، اين بيم‌داده‌شدگان چه بامداد بدى خواهند داشت » . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 78 . « هرجا كه باشيد ولو در حصارهاى سخت استوار ، مرگ شما را درمىيابد » . ( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 285 . « پروردگار ما سرانجام همه به سوى توست » . ( 4 ) . حشر ( 59 ) آيهء 6 و سوره‌هاى ديگر . « خدا بر هر چيزى قادر است » . ( 5 ) . مريم ( 19 ) آيهء 39 . « آنان را از روز حسرت كه كار به پايان آمده ، بترسان » .