أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

368

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

ذكر مراجعت حضرت اعلى به جانب عراق و رسيدن خواجه سيف الدّين مظفّر با حكّام مازندران به اتّفاق ذات بابركات همايون در وقت مراجعت « 1 » هرات را به ظلّ چتر همايون‌ستر بياراسته از راه جرلان « 2 » و زورآباد عنان بارهء دلدل نهاد را به صوب عراق انصراف داد و تفويض فيصل امور قضا به عالىجناب نقابت قبابى امير غياث الدّين محمد ميريوسف فرموده زمام امور ملكى و ايالت دار السلطنهء هرات و مضافات را وابستهء قبضهء اقتدار حسين بيك لله نموده ، دست اقتدار جناب آصف‌انتساب شرافت‌نصاب امير عماد الدّين محمود نور كمال را كه از اشراف خطّهء اصفهان بود و از ابناى زمان به مزيد همّت و اكرام و احسان [ 471 ] امتياز بىكران داشت ، در امر وزارت مطلق العنان گردانيد . و چون سلاطين عراق بعد از مصالحه التماس آن كرده بودند كه اسيران طايفهء ايشان را از قيد استرقاق به اطلاق اعتاق سرافراخته از صغار و كبار هرچه در لشكرگاه خان شيبانى گرفتار شده باشد حسن اخلاق شاهى آزاد فرمايد و اين مسؤول مبذول افتاده يكى از متعيّنان درگاه سلاطين به اين امر به هرات آمده بود ، رأى جهانگشاى آن امر را به عهدهء عالىجناب آصفى مشار اليه كرده به آنچه در حيّز امكان گنجد در آن باب به جاى آورده خرد و بزرگ آن طايفه را جمع فرموده با لوازم زاد و راحله همراه قاصد اين امر روانهء ماوراء النّهر فرمود . و اگرچه همه آزاد شدند امّا به حكم « الانسان عبيد الاحسان » « 3 » نه بندهء درم خريده بلكه بنده كرم خريدهء آصف‌صفاتى گشتند . و در آن ايّام كه در راه هوا خوش بود شاه دين‌پناه در منازل دلكش به ارتكاب شرب اقداح راح بىغش پرداخته در بعضى از مواضع جانور انداخته در بعضى به كار شكار نخجير پرداخته طىّ مراحل مىفرمود . و چون راحلهء جهان‌پيما خاك ولايت سمنان را در ديدهء اهالى آن توتيا ساخت ، عالىجناب آصف

--> ( 1 ) . جهان‌آرا ؛ ص 274 : « در سال 917 ه . ق اردوى معلّى عود نمود ، متوجّه عراق شدند » . ( 2 ) . جرلان : از توابع بادغيس است . ( روضات الجنّات ، ص 109 ) . ( 3 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 236 ، مردم بندهء احسان است .