أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

351

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

ملول امّا ، چون فرامين مطاعه كه آورده بودند مشتمل بر حكومت حضرت نجم بيك بود مردم را به قدر اطمينانى حاصل مىشد . حكّام به حضرت نقابت‌قباب استاد العلمائى نقيب النقبائى امير جمال الدّين عطاء اللّه المحدّث اشارت كردند كه شرط آن است كه در بلده‌اى كه منبر و محراب به زيب خطبه و القاب ائمّهء هدى مزيّن و محلّى گردد ، مقدم سادات آنجا به آن امر شريف اقدام فرمايد . پس به همه حال اين [ 448 ] مهمّ منحصر در ذات مرضى الخصال شما است و خطبه را كه انشا فرمودهء قلم بديع‌رقم عالىجناب نقابت پناهى امير غياث الدّين محمّد امير يوسف بود مشتمل بر اظهار تولّى به اهل البيت و تبرّى از اعداى ايشان به دست مبارك حضرت مير دادند . و چون ايشان آن مرقوم را گشادند و ديدند كه الفاظ مذكور است كه در طريقهء اهل سنّت تجويز آن محال بود ، بنابرآن فرمودند كه اوّل حضرت شيخ الاسلامى اين كلمات را بر زبان گذرانند تا من بر سر منبر به اداى آن متكلّم گردم و حضرت شيخ الاسلامى تمامى خطبه را خوانده به حضرت مير دادند . بعد از آن اشارت به حقير فرمودند كه بعد از خطبه فرامينى را كه به تجديد وارد شده تو را مىبايد خواند و اين جمعه سوّم روز است از واقعهء حافظ زين الدّين و چون وقت صلوة جمعه بود ، اكابر و اركان دولت به مسجد جامع فرموده بعد از اداى خطبهء مذكوره به شرايط نماز و لوازم نياز به درگاه كريم كارساز اشتغال فرمودند . و بعد از آن فقير به اداى مژده‌هايى كه در طىّ فرامين مسطور بود رطب اللسان گشته صغار و كبار را مطمئن‌خاطر ساخته بعد از نثار درم و دينار بر فرمان بدايع‌آثار ، پادشاه كامكار فرود آمده به منزلى كه قلى جان بيك را فرود آورده بودند ، رفتند . و در اواسط شهر مذكور آفتاب عظمت و اقبال امير نجمى از افق دار السلطنهء هرات طلوع فرموده اكابر و اصاغر بلدهء آن حضرت را استقبال فرموده از زبان تفقّد و تلطّف آن حضرت [ 449 ] دلنوازى و به مراسم تعظيم و تكريم سرافرازى يافته ، رايت شوكت و ابهّت امير نجمى در باغ سفيد نزول اقبال فرمود . و چون خواجه كمال الدّين محمود وزير و صحبتش دلپذير آن حضرت افتاده بود و به ظلّ عاطفت آن امير كيوان‌نظير اوقات مىگذارنيد . رقعه در باب نصيحت خواجه خرد قلمى فرموده به قلعهء اختيار الدّين فرستاده او را بر اطاعت اين