أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

347

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

ملك دشمن را ز روى دين‌پناهى فتح كرد * زان سبب تاريخ آن شد « فتح شاه دين‌پناه » ( 916 ) شاه دين‌پناه لواى جهانگشايى را به اوج مهر و ماه رسانيده ، متوجّه بلدهء مرو گشت . على الجمله گرچه تابناى جهانگيرى است ديدهء گردون چنين فتحى نديده و گوش ماه از راه اختبار و انتباه آوازهء چنين فتحى نشنيده ، امّا آنچه از عبارت وزارت شعار مرحوم خواجه كمال محمود ساغرچى به مسامع ارباب اعتبار رسيده و العهدة عليه و عليهم ، آن است كه مىگفته است كه ، در وقتى كه محمد خان در عين شوكت و توان از دروازه بيرون آمد ، خطاب به من در باب منهدم ساختن قبهء فلك‌رتبهء حضرت امام الانس و الجن مطاف و مقبل هر موجود و ممكن سلطان الاصفيا اقضى من قضا بعد جده المرتضى على الرضا عليه السلام ، به عبارت تركى گفت كه : بوگوك گنبدنى ، ئورماك گيراك كه ، هرنى بيزگاگيتورور ، اول‌گيتورور . يعنى ، مرقد تابان فرقد امام را كه گنبد سبزش در عالم خاك نظير قصر افلاك است ويران مىبايد كرد كه هرچه بر سر ما [ 443 ] آورد ، او آورد . من همان زمان دانستم كه اين نيّت موجب انهدام بناى دولت او گشت و معمورهء شوكت او بر مقتضاى « يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ » « 1 » به وجه خرابى از هم گذشت . القصّه ، شاه دين‌پناه كه جان عالم است به مرو شاهجان فرموده جان وفا ميرزا را كشته يافتند و قنبربى را زنده خسته و بسته به درگاه عالم‌پناه آوردند و او نيز از عقب جان وفا ميرزا به اردوى فنا رفت . و چون آن ولايت قهرا و قسرا در تحت ممالك محروسه درآمد ، بسيارى از مردم عرضهء تيغ سياست شدند . و چون خبر به موقف عرض رسيد ، رأى جرايم‌بخش به عفو و اغماض فرموده بعد آنها كه قبل از حكم مقاتل به تيغ فنا كشته بودند كسى كشته نگشت . و از اهالى خراسان امير جلال الدّين محمود مير غياث و خواجه معز الدّين شبانكاره وزير پادشاه مرحوم سلطان حسين ميرزا كه در اين ديوان نيز به سمت

--> ( 1 ) . حشر ( 59 ) آيهء 2 . « خانه‌هاى خود را به دست خود و به دست مومنان خراب مىكردند . پس اى اهل بصيرت ، عبرت بگيريد » .