أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
336
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
بندگان كرده خاتم دل بىغلّش را به صيقل « فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ » « 1 » بزدايد تا جهانيان در آن مرآت چهرهء عروس معدلت را كه به زيور « عدل ساعة خير من عبادة ستّة سنة » « 2 » مزيّن است به خوبتر وجهى مشاهده نمايد . و چون بر مقتضاى مشيّت لم يزلى اراده فرمايد كه پردهء ريب از جمال وصف بر كمال و « تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ » « 3 » از روى استغنا بگشايد گروهى را كه چند روزى ازمّهء اختيار و اقتدار زمرهاى از بندگان خود را به كف اعتبار ايشان سپرده و آن راه را كما ينبغى به پايان نبردهاند به عتاب « اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ » « 4 » معاتب فرموده در كليه « وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » « 5 » مندرج ساخته لباس ظلمت اساس ايشان را به طراز « لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ » « 6 » مطرّز فرمايد تا عالميان ديدهء عبرتبين گشوده به توتياى رمدزداى « فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ » « 7 » غبار شبهه بزدايند . مثنويّه قدرسنج اين عرصهء نه سرير * چنين كرد تقدير اين دار و گير [ 430 ] كه آرد عدم را به شكل وجود * دهد جنس نابود را رنگ بود چو نابود ازو بود گيرد رقم * ز نخوت به عالم برآرد علم به فرمانروايى نهد تخت و گاه * به گردون كشد قبهء بارگاه چنان بنددش ديده حرص و امل * كه نه علم بيند دگر نى عمل گر از مشرق افتد به دستش كنوز * بود تنگدل بهر مغرب هنوز وگر باشدش ملك مُلك شمال * به فكر جنوبى كشد صد محال تهى از غم عدل و سوداى كيش * فرو رفته در آرزوهاى خويش
--> ( 1 ) . ص ( 38 ) ، آيهء 26 . « در ميان مردم به حق داورى كن » . ( 2 ) . امثال و حكم ، ج 2 ، ص 1092 ، حديث « يك ساعت به عدل رفتار كردن بهتر از شصت سال عبادت است » . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 26 . « از هركه بخواهى ملك مىستانى » . ( 4 ) . فصّلت ( 41 ) آيهء 40 . « هرچه مىخواهيد بكنيد » . ( 5 ) . مائده ( 5 ) آيهء 45 . « و هركه به آنچه خدا نازل كرده است حكم نكند ، از ستمكاران است » . ( 6 ) . بقره ( 2 ) آيهء 114 . « نصيبشان در دنيا خوارى و در آخرت عذابى بزرگ است » . ( 7 ) . ص ( 38 ) آيهء 26 . « پس اى اهل بصيرت عبرت بگيريد » .