أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

316

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

داخلها » « 1 » روانه گردانيد « و الحكم للّه العلىّ الكبير الجليل و هو نعم المولى و نعم الوكيل » « 2 » . رباعيه دوران كه شدند اهل وفا پامالش * جورست و جفا امانى و آمالش در جام كسى نريخت صاف مى عشق * كز دردى غم نساخت مالامالش * * * * توكّل از وكالت به درين سير * فقيرى از جلالت به درين دير درين موطن اگر شاهى اگر مير * كه آخر حكم ايزد گويدت مير [ 405 ] و چون امير يار احمد اصفهانى به منصب وزارت بلندمبانى گشته بوده كوكب طالعش روزبه‌روز بر مرامات فايز و بر مقالات فيروز مىگرديد باب التفات بر چهرهء اقبالش گشادند و او را نجم ثانى لقب داد . و چون در موضع خامنه كه متّصل موضع شبستر است كه از اعمال تبريز و از آنجا تا تبريز هشت فرسخ است ، چند روزى جهت فرستادن نعش امير نجم زرگر به مرقد همايون امير المؤمنين حيدر توقّف رفته بود و از آنجا به ولايت خوى رفته در مرغزار هميشه بهار آنجا چند روزه رحل اقامت انداختند و كار ميرزا بيك علايى را كه به منصب عالى وزارت شاهى منصوب بود و در آن امر از ممرّ اخبار دعوى تفرّد مىنمود به حسب تقدير ساختند و او را به اضطرار از عقب امير نجم روانه كردند . و امير نجم ثانى بناى استقلال را بانى معانى گشته ، به مكنت هرچه تمامتر متمكّن مسند حكومت و فرمان‌روايى گرديد . فنعم ما قيل : بيت يكى گر رود ديگر آرد به جاى * جهان را نمانند بىكدخداى

--> ( 1 ) . ترجمه : گور درى است كه همهء مردم به آن وارد مىشوند . ( 2 ) . ترجمه : فرمان از آن خداوند بلندمرتبهء بزرگ و باجلال است و او نيكو سرور و نيكو وكيل است .