أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

306

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

گفتار در صيد افكندن شاه شيرشكار و شرح صحبت بهشت‌آثار شيرشكاران ميدان صحايف رقم و نيزه‌گذاران مضمار صفايح نيم نيزهء قلم صيد مقصود را به كمند روابط چنين بر فتراك بسته‌اند و از گريز وحشيان حروف از صحراى بىانتهاى حافظه رسته كه چون حضرت شاه دين‌پناه از طوف مزارات ائمّهء عصمت‌انتباه بازپرداخت ، داعيهء خاطرش در فضاى آن صحرا طرح شكار [ 392 ] انداخت . جسر عالى كه در موضع ديالى بر دجلهء مشحون به لآلى بسته بودند گذشته ، مرقد عظيم البركات صاحب رسول سلمان فارسى 36 را كه شرفنامهء « سلمان منّا أهل البيت » « 1 » كتابهء لوح مزار او و شرف صحبت حضرت رسالت‌پناهى در دين و دنيا پيرايهء روزگار اوست از روى سعادت به دستيارى ارادت زيارت فرموده تفرّج ايوان كسرى را كه به مرور اعوام و شهور از كسر و انكسار بر مضمون : فبات ايوان كسرى و هو منصدع * كشمل اصحاب كسرى غير ملتئم « 2 » از اوج اقبال رو به حضيض ادبار نهاده زمانه تشحيذ خاطر عاطر ساخته مركب دريانورد را به عزم شيرافكنى به جانب بيشه در حركت آورد . غازيان صيدپيشه اطراف و جوانب آن بيشه را به سرعت خيال و انديشه احاطه فرموده صيت صلابت ايشان زلزله در اركان آن موضع انداخته و خيل وحوش و طيور آن عرصهء قيامت‌دستور را چون اهالى حشر و نشور از نفخهء صور هريك را به گوشه‌اى متفرّق ساخت . در اين اثنا شيرى چون اسد گردون بر زمين مهابت برج آتشين و به سرپنجهء شجاعت به حيات روى زمين دست با گير و بستش هريك بناى پهلوانى را ستونى و هر ستونى در آن شيوه با خود شيونى مخالب اجل مطالبش چنگ در هرجا محكم كرد زبان زمان فغان « مخالب المنيّة نشبت بفلان » « 3 » به آسمان برآورد و دهان هاويه‌نشانش رو به هركس نهاد . درى از دوزخ

--> ( 1 ) . الجامع الصغير ، ج 2 ، ص 52 ، رقم 4696 . سلمان از اهل بيت ما است . ( 2 ) . ترجمه : ايوان كسرى شكاف‌ها و ترك‌هاى التيام‌ناپذيرى برداشته است چون اتحاد كسرائيان . ( 3 ) . ترجمه : چنگال مرگ بفلان فرو رفت .