أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
304
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
مصراع با هزاران هزار فتح و فتوح از دجله عبور فرموده ديدهء خداشناس را از اقتباس انوار خدايى به كحل الجواهر انس و استيناس منوّر ساخته خطاب به آن روضه خواند . نظم مهر اوج پادشاهى ماه برج اقتدا * نوربخش از پرتو رويش نجوم اهتدا آنچنانى در شبافروزى كه در صبح ازل * روز هستى را شد از سيماى رويت ابتدا تا ز نور غيب روشن گشت مهر عارضت * نوّرت ابصار ناعن نوره فيما بدا « 1 » و چون به آن درگاه بهشتاشتباه رسيد ، زر رايج خود را بر سنگ محك باب الحوايج سود و از آن سرمايهء اخلاص سود خاصّ نمود . آنجا نيز نسبت به ائمّهء هدى اقتدا كرده قواعد زيارت مرعى فرمود و دست درم نثار به كرم و ايثار دراز كرده ، ابواب احسان بر روى احتياج محتاجان باز نمود و در لوازم تزيين از سقف شبيه به عرش تا زينت فرش و از قنديل خورشيد تمثيل تا استار ديوار و فروش آن منزل بهشتآثار مراسم مساعى جميله به تقديم رسانيد . و بعد از اتمام زيارت و وداع الويهء آفتاب ارتفاع را به جانب شهر بغداد حركت داد و از آنجا عازم [ 390 ] مشاهد ائمّهء هدى كه آن سر منزل بهشت صفا مسمّى ، به سرّ من راى « 2 » و به سامره بر السنه اجرا دارد گشت . و اين سامره را عسكر نيز خوانند و امام حسن عسكرى را منسوب به آنجا دانند چه مولد و مدفن آن حضرت هر دو آنجاست و محل غيبت صغرى و طولى كه حضرت امام زمان را روى نموده در آن موضع مبارك بوده و از آن حضرت غرايب آثار در آن ديار به ظهور رسيده . چنانچه در دفتر اوّل شمهاى رقومپذير گرديده . حضرت شاه دينپناه زيارات ائمّه را به قاعدهاى كه سنّت ارباب ارادت است به جاى آورده در موضع ولادت باسعادت حضرت
--> ( 1 ) . ترجمه : چشمهاى ما از نور او در آنچه آشكار شده روشن شد . ( 2 ) . سرّ من راى : يعنى شاد شد هركه ديد . نام شهرى است به عراق و سامره نيز گويند . معتصم خليفه عباسى در عشرين و مأتين آن را بنا نهاد ( خاتمهء شاهد ، ص 118 ) .