أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

302

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

افراخت و چون ديدهء حقيقت‌ديدهء شاهى از دور به انوار مغفرت خداوند غفار پرنور گشت ، مگر اين ابيات در خاطر مهرآثارش گذشت . نظم قد بدا مشهد مولاى أنيخوا جملى « 1 » * كه مشاهد شد از آن مشهدم انوار حلى جامى از قافله‌سالار ره عشق ترا * گر بپرسند كه آن كيست على گوى على خود را از مركب انداخته و پاى راه‌پيماى از سر بىافسر ساخته متوجّه خاكبوسى مشهد معطّر غروى گشته غريو افغان به آسمان رسيد و ناله‌كنان بر آن آستان زائر و حاضر گرديد و به دست نيازمندى لباس [ 387 ] فرخنده‌اساس رعونت را درنورديد . فنعم المقال : نظم أصبحت زائرا لك يا شحنة النّجف « 2 » * بهر نثار مرقد تو نقد جان به كف تو قبلهء نيازى و اهل نياز را * روى نياز سوى تو باشد ز هر طرف و چون در برابر مشهد مكرّم بايستاد ، زبان به اداى سلام و دعا برگشاد . السلّام عليك يا امين اللّه فى ارضه و حجّته على عباده السّلام عليك يا امير المومنين « أشهد أنّك جاهدت فى اللّه حقّ جهاده و عملت بكتابه و أتّبعت سنن نبيّه صلّى اللّه عليه و آله حتّى دعاك اللّه إلى جواره بإختياره و ألزم أعدائك الحجّة مع ما لك من الحجج البالغة على جميع خلقه » « 3 » . بعد از آن به روضهء منوّرهء مقدّسه درآمده روى نياز بر قبر آسمان‌طراز نهاده سيل گريه از ديده گشاد و به باقى ادعيهء ماثوره پرداخت و دولت عظمى و سعادت كبرى كه در دين و دنيا آرزو داشت از حضرت مجيب الدعوات خواسته ، تخم اين دعا در زمين استدعا كاشت كه « اللّهم فاستجب دعائى و اقبل ثنائى و اجمع بينى و بين أوليائى بحقّ

--> ( 1 ) . ترجمه : محل شهادت مولا و سرور من پديدار شد ، شترم را به زانو بخوانيد . ( 2 ) . ترجمه : صبح كردم چنين اى پاسبان و نگهدارندهء نجف . ( 3 ) . ترجمه : گواهى مىدهم كه تو در راه خدا جهاد كردى و حقّ جهاد را به جا آوردى و به كتاب او عمل كردى و سنت‌هاى پيامبر او را كه درود خدا بر او باد پيروى كردى . تا آنجا كه خداوند ترا برگزيد و به جوار خود فراخواند و با آن محبت‌هاى بالغه‌اى كه تو را بر همهء خلق او است حجّت را بر دشمنانت تمام كرد .