أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
262
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
و آلام بر روى ايشان گشودند . نهنگان دريابار را چون بهادران معركهء هيجا و روزگار جبّهدار از ميدان بيرون مىانداختند و ايشان را از موطن آب نورانى حيات در مسكن خاك ظلمانى ممات مسكن مىساختند . ماهى زمين از دستبرد صيّادان نه زنده و نى مرده به صفت « لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى » « 1 » در قعر بحر بيم و هراس سر فرو برده ، بلكه گاه از كمال شفقت نفس هستى ماهى را به زبان رأفت از صفحه آبگون وجود سترده بود ، آن مقدار مرغ دريا و ماهى بحرپيما به دست و شست درآمد كه گويا از قعر زمين تا اوج پروين پر برآمده ، شاه دينپناه از نشاط شكار بازپرداخت و چون ماه هاله خرگاه عشرت را آرامگاه ساخت . مثنوى [ 334 ] صيديان جانب خرگاه شدند * صيدآور به سوى شاه شدند صيد از بس كه به پشت آوردند * پشتهها سر به فلك بركردند پشته از كشته ز بس رفعت يافت * پشت ماهى شكم ماه شكافت و چون خاطر عاطر از شكار ماهى فارغ گرديد ، لواى جهانپيما عازم سلطانيّه « 2 » گشت « 3 » و از آنجا به بلدهء زنجان كه از بلاد قديم است ، نهضت فرمود و آنجا نيز طرح شكار در خاطر فيضآثار گذشت و كوه توكلو داغ را كه سبزهزارش رشك باغ ارم است و نهال و اشجارش چون اغصان بهشتى هميشه سرسبز و خرم به رسم جرگه لشكريان در ميان گرفتند و به دستور معهود شيوهء شكار آن مردان معارك كارزار بود به قصد قتل وحشيان آهنگ كردند و راهگذر را در آن محبس چون مجراى انفاس اصحاب ضيق النفس بر ايشان تنگ ساختند و ساكنان آن كوه گردونپناه را از شجر تا حجر الا ما شاء اللّه از پاى
--> ( 1 ) . طه ( 20 ) آيهء 74 . « در آنجا نه مىميرد و نه زندگى مىكند » . ( 2 ) . سلطانيّه : از بخشهاى تابعه زنجان . مقبرهء سلطان محمد خدابنده و ملا حسين شيرازى در اين بخش قرار دارد . ( لغتنامه ) . ( 3 ) . تاريخ ايلچى نظامشاه ، ص 33 : « در بهار سنهء اثنى و عشر و تسعمايه ( 912 ) حضرت شاه عالميان از طارم به سلطانيه توجّه فرمود و در عين عشرت و شادمانى و كامران و شكاركنان به طرف آذربايجان روان شد . در جهانآرا ( ص 270 ) نيز همين تاريخ قيد شده است .