أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

257

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

مثنوى بنايى چون سپهر نيلگون‌طاق * چو گردون سايبان بر فرق آفاق پى اصلش شكاف سينهء خاك * سر قدرش مدار سقف افلاك ز گل ميخ درش مه نور برده * خور از قنديل آن دستور برده ز خشت مهر و مه پادار سقفش * ز فيض حكم شه بسيار وقفش خسرو كرامت سرانجام از تعيين موقوفات وظايف انعام مشتمل بر شرايط الباس و اطعام از مطبخ « وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ » « 1 » جهت خدّام و باقى زوّار از خواصّ و عوام مرتّب داشت . و چون از زيارت آن تربت بهشت‌رتبت فارغ گشتند ، قريب هشت فرسخ مسافت به مصلحت لطافت هوا و نظافت صفا پيموده در النگى كه حالا به شاه بلاغى موسوم شده نزول فرمودند [ 327 ] و در آنجا خاطر بر حفر چشمه گماشت . فيّاض خاطر بحر مقاطر ره به سرزمينى كه گويا هرگز از فيض سقّاى ابر لب‌تر نكرده بود ، عجبتر آنكه به اندك توجّهى چشمه‌اى ، چون بحر محيط زمين سيراب و چون محيط بحر فلك بر حيات از رشحات فيضان آبش « وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً » « 2 » سيل‌بار و ترشّحات برق‌شتابش از سيلان « وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ » « 3 » فيض‌آثار ، هركس جرعه از كف‌ستاى نهرش چشيده ، چون آب حيات امان معرض مرگ و زهرش بخشيده . مثنوى چشمهء خور از زلالش قطره‌يى * جرم مه از عكس آبش ذره‌يى خط دورش هالهء بنموده ماه * غور حوضش تا فلك بگشوده راه سطح آبش بىغبار آئينه‌يى * چون خرد صافىدل از هر كينه‌يى ريگ قعرش چون ثوابت پايدار * روشنىافروز چشم اعتبار و چون آب آن چشمه از حفر و احفار صفت « تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » « 4 » گرفت ارادهء

--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 57 . « و برايتان منّ و سلوى ( ترنجبين و بلدرچين ) فرستاديم بخوريد از چيزهاى پاكيزه كه شما را روزى داده‌ايم » . ( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 84 . « بر آنها بارانى باريديم » . ( 3 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 30 . « هر چيز زنده‌اى را از آب پديد آورديم » . ( 4 ) . توبه ( 9 ) آيهء 72 . « جويها در آن جارى است » .