أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

244

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

كه مدّت مديد است كه سلطنت آن ممالك متعلّق به او و فرمانروايان [ 310 ] آن بلاد مأمور و محكوم اويند و از قديم باز نسبت اين امور به آباء و اجداد عالىنژاد او معروف و مشهور است از روى نيازمندى و اخلاص اظهار مواد خصوص و اختصاص كرده به زبان تهنيت و مباركباد فتوحى كه يوما فيوما پرده‌گشا و چهره‌آراست پرسش خدّام درگاه فلك‌احتشام نموده با حسن مساعى تشييد قواعد محبّت و تأكيد معاقد مودّت را ساعى گشته است . مقبلان عتبهء گردون‌مثال كه اقبال‌دار ايلچى را استقبال نموده بودند مورد نزولش تعيين فرموده ، مهماندار خدمت‌گذار را نزد او بازداشتند و همّت بر بساط بوس حضرت اعلى گماشتند و كيفيّت عرضه داشته بر لوح خاطر غيبىمآثر نگاشتند كه قاصد را مقصود از طىّ مراصد بعد از تقبيل دست دريا اندازه تهنيت فتوح تازه‌اى است كه عرصهء جهان و بسيط دوران از صيت آن پرآوازه است و مدّعاى سلطان بايزيد 34 تأكيد لوازم و داد به روابط يگانگى و اتّحادى است . بنابرآن به اكرام ايلچى فرمان داده مهماندار بىافسوس و حيف به حكم « اكرموا الضّيف » « 1 » در وثاق ايلچى فرشهاى پسنديده انداخته اتباع و خدمش را از وفور ماحضر معمور ساخته به لوازم تهيّه بقيّهء ما يحتاج ايشان پرداخت و ابنيهء معاش و انتعاش ايشان را تا گليم و فراش به آسمان افراخت . به فرمان شاهى به مهمان‌سراى * روان ميهماندار فرخنده‌رأى ز اطلس به هر خانه مفرش فكند * به هر صفه ديباى زركش فكند [ 311 ] بفرمود تا راعى ارجمند * به مهمان‌سراى آورد گوسفند همه گوسفندان گردون‌محل * ز اصناف جدى وز نوع حمل وزان پس از آن جنس آدم‌فريب * در آن خانه چون كرد جايى حسيب شد از روغن آن سرزمين موج‌خيز * در آن موج‌زن لؤلؤ ديگ‌ريز پى طبخ فكر حوائج نمود * سر كيسهء نقد رايج گشود ز سيمين‌تنان كرد هميان تهى * كه اسباب را بد بود كوتهى

--> ( 1 ) . ميهمان را گرامى بداريد .