أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
234
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
كه هر جاى اين شاه با دين و داد * نهد روى عزم از ره اعتقاد به دستش ده از فتح و نصرت كليد * به هر فتح فتح دگر بر مزيد چنان كن كه از تيغ آيينه فام * زدايد ز ايّام زنگ ظلام بتابد در آفاق آن تاب نور * بر آفاقيان تا به روز نشور توجّه نمودن آن مهچهء رايت آفتابشعاع به بلدهء يزد جهت دفع محمد كره و اتباع و آوردنش به حضيض مذّلت از اوج ارتفاع شادروان عظمت و جلال چون چند روز در خطّهء اصفهان نزول اجلال داشت ، خاطر عاطر همايون متوجّه آن بود كه از زمستان يورت قشلاق همان جا سازند . آخر الامر اخبار خلاف و شيوع آثار اختلاف كره تيز گشت و نايرهء غضب شاهى را شعلهانگيز گرديد . بنابرآن ، فسخ آن عزيمت نموده سرادقات شوكت و سراپردهء عزّت متوجّه يزد شد « 1 » و بعد از تردّد چند روزه راه ظاهر بلدهء يزد آرامگاه لشكر [ 298 ] و سپاه گرديد . دولتخانهء جهانپناه كه نمونهء اين فيروزهگون خرگاه است در ظاهر آن شهر محاذى دروازهء قلعه ، سر بر فلك افراخت و هريك از امراء محل معيّن را كه در قسمت مورچل نامزد او شده بود نشيمن ساخت . مردم شهر دروازها بركشيدند و خيال آمد و شد را از محاذى آن قلعه راه بريدند . خندق بىپايانش از كثرت آب رشك عمان گرديد و كنگرهء بارهاش از بسيارى ثعبان نيزهء پرپيچ و تاب به آسمان رسيد . بر زبر بارهء سنگين بنايش از جمع آوردن سنگ بناهاى استوار تكميل نمودند و سقف و اساس آن ابنيهء رفعتاقتباس را به بستهاى نى و كورهاى خاكستر اسباب منازعت افزودند . شعلههاى سنين نيزه بروج باره را آسمان پرستاره ساخت و مداخل و مخارج آن بناى ذى المعارج را سر بر آسمان افراخت . هر برج از مساعى مرد رامى هيأت قوس گرفت و از جلوهء شيرمردان صورت
--> ( 1 ) . تاريخ ايلچى نظام شاه ، ص 30 : « در ماه رجب سنهء عشر و تسعمائه ( 910 ) به طرف يزد نهضت فرمود » ؛ تاريخ جهانآرا ، ص 269 : « در بيست و هشتم جمادى الثانيه ( 910 ) به محاصرهء يزد حركت نمود » .