أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
213
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
بيت بهشتى ز نعمت شد آراسته * در آن سربهسر آنچه دل خواسته و از لطف هنرمندى ايشان حدود آن كشور بىپايان . بيت [ 269 ] به سعى جميل شه بىعديل * سراسر چو مهمانسراى خليل هرجانب نعم بىكران بر خوان احسان نهاده و ملك رزق از آسمان اكرام و انعام نداى « سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ » « 1 » به گوش اهل آن كشور در داده اهل اشتها را چون مهمانان بهشت ميل آن نعمتهاى گوناگون « وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ » « 2 » طويى كه خوانسالار سپهر به معمورى آن بر سفره زمانخوانى نكشيده و گوش ماه و چشم مهر به زيبايى آن نعمتگاهى نديده و نشنيده . مثنوى فضايى چو فردوس با زيب و فر * ز هرگونه دعوت در آن ما حضر نموده برنج از براى نثار * طبقهاى پر لؤلؤ آبدار مزعفر به دل كرده پيوند خويش * حلاوت به جان داده از قند خويش به ظاهر چو صوفىوشان زرد فام « 3 » * ز شيرنيش كار باطن تمام برآراسته چهرهء آش ترش * ربوده ز صفراييان عقل و هُش ترش رنگ چون چين ابروى يار * چو دشنام شيرينلبان خوشگوار عيان روغن از قليهء زنگى ز دور * چنان كز سواد شب قدر نور ز شه كاسهء بغرا چنان جلوهگر * كه رخسار خوبان دور قمر حزين ناله از سينههاى كباب * خوش آينده چون نغمههاى رباب [ 270 ] عجب آنكه چون صوفيان در بقاع * كباب آمد از قول خود در سماع
--> ( 1 ) . حديد ( 57 ) آيهء 21 . « براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتى كه پهناى آن همسان پهناى آسمانها و زمين است بر يكديگر پيشى گيريد » . ( 2 ) . مطفّفين ( 83 ) آيهء 26 . « و پيشدستىكنندگان در آن بر يكديگر پيشدستى مىكنند » . ( 3 ) . نسخه : زرد و خام .