أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

210

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

عنان و همراه بودند از كشاكش اقداح راح مىآسودند و به نظارهء خوب‌رويان كه چون حوارى و غلمان بر بام و در هر دكان ساكن بودند ، جام‌هاى دوستكانى بر يكديگر مىپيمودند . تا آنكه چون مهر سپهر را خيال خلوت‌سراى خاصّ دامن‌گير گشت آفتاب اوج سلطنت و جهانبانى را نيز همين انديشه صواب در خاطر خورشيدمآثر گذشت ، بنابرآن عنان يكران به جانب حريم عزّت و اقبال منعطف داشته عازم سرادقات اكرام و اجلال شد . مثنوى [ 265 ] سپهدار لشكر گه دين و داد * قدم جانب تخت دولت نهاد تهى كرد تن را ز زرّين پرند * ز سرباز دستار زركش فكند برآسود يك دم ز غوغاى عام * در ابر تنك رفت ماه تمام ببست از تماشاى ظاهر حواس * گشود از درون ديدهء حق‌شناس دل از نور حق روشنايى گرفت * به سِرّ ازل آشنايى گرفت الهى به سِرّى كه بىكيف و كم * بود بر نبى كشف و بر آل هم كه تا هست ممكن بقا آل را * ز خدّام شه‌دار اقبال را ز اقبال او عالمى بهره‌مند * تهى بزم احسانش از هر گزند گفتار در شرح طوى همايون جهت آيين‌بندى و الباس و اطعام خواصّ و عوام به لباس خرّمى و طعام خرسندى على الصباح كه صبح نورانى جهت نثار درگاه حضرت اعلى كشورستانى آغاز درم‌فشانى كرد و روزگار را جهت دولت پايدار از خواب پندار درآورد ، مؤذنان اردوى كيهان‌پوى رسم اذان اقامت نمودند و ابواب طاعت را بر روى ارباب اطاعت گشودند . خورشيد ستاره سپاه يعنى اعلىحضرت شاه دين‌پناه از خوابگاه برخاست و بعد از ترتيب لوازم وضو و مراسم استكانت و خضوع از تقديم مراتب سجود و ركوع جبههء دولت را