أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

171

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

و بر حال آن قوم ردّ ، ديدهء بىرمد « وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ » « 1 » از روى غيرت مىگشودند . اعداى بىروى و راه به مؤدّاى و « يا حَسْرَتى « 2 » عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ » « 3 » در ناله و آه و پاداش اعمال به مقتضاى و « كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ » « 4 » از سوء افعال با ايشان همراه ، غازيان را وقار و تسكين « هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ » « 5 » هم‌پا و هم‌نشين . و به دعاى اجابت‌نشان [ 215 ] حضرت خير البرّيين حيث قال « أللّهمّ انصر من نصر الدّين » « 6 » در چنان قرانى با ايشان قرين . مثنوى نقاب از رُخ افكند خورشيد فتح * شد اورنگ دين جاى جمشيد فتح همايون مهر از سر سرورى * بر اوج شرف كرد دين‌پرورى ازين سو علم سر به گردون كشيد * وزان سو لوا جامه در خون كشيد عيان كرد بر لشكر شهريار * نسيم ظفر كار باد بهار همان باد كز خصم خون شد روان * تو گويى خزان كرد برگ رزان شهنشاه دين‌پرور حق‌پرست * چو آورد بر قلب دشمن شكست عدو را به كلّى پر و بال ريخت * ز نخل امل بار ادبار ريخت ز سنگينى بار دل در زمان * قد همچو تير عدو شد كمان چو افتاد در كار اعداء گره * ملك بر فلك گفت احسنت زه سربازان لشكر جرّار به يمن امداد روح مطهّر حضرت كرّار غير فرار مردم مخالف را بعضى نيم‌مرده و بعضى را كه جان سپرده بودند بر خاك مقدم كميت همايون‌قدم شاهى مىانداختند . و دشمنان بىراه و روى را به سجدهء تعظيم در پاى آن حضرت رو به راه مىساختند « 7 » . از امراى سردار لشكر كه آن دولت را مدار كار بودند ، لطيف بيك و سيّدى

--> ( 1 ) . حشر ( 59 ) ، آيهء 18 . « و هركس بايد بنگرد كه براى فردايش چه فرستاده است » . ( 2 ) . نسخه : وا اسفا ( 3 ) . زمر ( 39 ) آيهء 56 . « اى حسرتا بر من كه در كار خدا كوتاهى كردم » . ( 4 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 75 . « ما گنهكاران را چنين جزا دهيم » . ( 5 ) . فتح ( 48 ) آيهء 4 . « اوست كه بر دلهاى مومنان آرامش فرستاد » . ( 6 ) . ترجمه : پروردگارا يارى كن آن را كه دين را يارى كند . ( 7 ) . نسخه : ساخت .