أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

165

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

نرساند ، « نعوذ باللّه من شرور بانفسنا و من سيّئات اعمالنا من يهد اللّه فهو المهتدى و من يضلل فلا هادى له » « 1 » . مثنوى ز بالا چو آيد قضا و قدر * به ويرانى فرقه راهبر به حكم قضا راست نايد ستيز * ز امر قدر نيز نتوان گريز كسى كز عطش بايد او را عذاب * چه دريا كند منزل و چه سراب در آبش اگر رفته حكم هلاك * اگر كوه گيرد قضا را چه باك كجا يك زمان امن جانش دهد * نه حكم الهى امانش دهد همان به كه باشد رضا با قضا * لانّ القضا حكم قد مضى « 2 » رايات همايون‌نصرتش هادى و دولت رهنمون به قصد محاربهء دشمن از اسباب دولت دور متوجّه وادى شرور شده لشكر كينه‌ور به سرعت باد سريع النفس از آب ارس گذشت و خاك آن صحرا و دشت ، از عكس مهچهء لوا بلكه از شعلهء نعل مركبان زمين‌پيما آتش‌افروز گشت . به اين‌گونه مرغ دل غازيان به هواى محاربه و نيّت خير در طير و مراكب ره‌نوردشان به رهنماى « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ » « 3 » در سلوك و سير بود كه سياهى لشكر مخالف بدسير از برابر نمودار شد . حكم همايون به نزول و سكون عساكر فرخنده‌شگون صادر گشت [ 208 ] به آن جهت قبّه بارگاه به اوج مهر و ماه رسيد و سرادق دولت آسمان‌اشتباه سر قدر به ذروهء كيوان كشيد . غازيان ديدهء هزيمت‌ديدهء اعداء را به غبار سم مراكب راهوار انباشتند و نهال‌هاى نيزه را « كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ » « 4 » در آن زمين كاشته از هريك از آن گل فتح و ميوهء ظفر چشم مىداشتند

--> ( 1 ) . پناه مىبريم به خدا از شرّ نفس‌هاى خود از زشتىهاى اعمال خود ، كسى كه خدا او را هدايت كند او هدايت يافته است و كسى را كه گمراه كند او را هدايت‌كننده‌اى نيست . ( 2 ) . ترجمه : زيرا قضا حكمى است كه گذشته است . ( 3 ) . فاتحه ( 1 ) آيهء 6 . « ما را به راه راست هدايت كن » . ( 4 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 24 . « چون درختى پاك است كه ريشه‌اش در زمين استوار و شاخه‌هايش در آسمان است » .