أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

158

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

بعد از آنكه از جانب موسى خليفه خبر توجّه الوند به وضوح پيوسته بود ، قاصدى از پيش محمد كه از اكابر خلفاى سلطان حيدرى بود و او را جهت تحقيق اخبار و وقايع به قراچه‌داغ « 1 » فرستاده بودند ، آمده عريضهء عبوديت خليفه به عرض رسانيد . محتوا بر آنكه ، الوند به جانب قراباغ توجّه نموده حسن بيك شكر اوغلى را به صوب مغان و گرمادز « 2 » فرستاد و قرچغاى محمد را به حدود گنجه رخصت داد تا هريك از ايشان از گذرى كه نزديك اوست خبردار بوده مانع پل بستن غازيان لشكر منصور گردد . و بعد از وصول اين اخبار پيرى بيك قجار با گروهى از دلاوران فيروزى آثار به عزم محاربهء حسن بيك عازم آن ديار گشت . و پيراحمد بيك قرابالدر با فوجى از عساكر نصرت مآثر ، شاهين‌وار بال همّت گشاده بر سر [ 199 ] قرچغاى در پرواز آمد . صورت واقعه آنكه ، چون پيرى بيك و شكر اوغلى در موضع گرمادز به هم رسيدند و در برابر قتال و جدال را صف كشيد هرچند لشكريان مخالف پاى جرأت بر زمين مردى مىفشردند و رسوم مردانگى و پهلوانى پيش مىبرد . پيرى بيك آثار جلادت ايشان را به تيغ تيز و خنجر خونريز از صفحهء كارزار به تيزدستى مىسترد ، تا آنكه يك پسر حسن بيك كه در ميدان محاربه داد مردى مىداد به تيغ يكى از غازيان از مركب تيزرفتار درافتاده ، رو به جانب دار البوار نهاد و به اين جهت بنيان لشكر ايشان منهدم و لشكريان منهزم گرديده از فعل قبيح و عمل كريه صادقهء « لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ » « 3 » صورت حال با اختلال ايشان شد . و قرچغاى محمّد چون خبر توجّه لشكر شنيد « الفرار ممّا لا يطاق » « 4 » را از شيوهء قرار لايق‌تر ديده ، فى الحال متوجّه اردوى الوند گشته در نخجوان « 5 » به او ملحق گرديد .

--> ( 1 ) . قراچه‌داغ : نام سابق ارسباران در شمال آذربايجان . ناحيه‌اى كوهستانى ، بين رود ارس و كوه‌هاى قراداغ . ( 2 ) . تاريخ ايلچى نظام‌شاه ، ص 15 . حبيب السير ، ج 4 ، ص 463 ، خلاصة التّواريخ ، ج 1 ، ص 69 : گرمارود ؛ جواهر الاخبار ، ص 21 : گرمادز ، گلستان ارم ، ص 181 : گرم‌رود . ( 3 ) . عبس ( 80 ) آيهء 37 . « هركس را در آن روز كارى است كه به خود مشغولش دارد » . ( 4 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 264 : حديث « گريختن از آنچه تاب و توان بر آن نباشد » . ( 5 ) . نخجوان : در جنوب شرقى مجاور رود ارس . اين شهر در سال 1243 ق / 1828 م . براساس معاهدهء تركمن‌چاى به روسيه واگذار گرديد .