أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

129

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

مثنوى برآمد ز درگاه شاه اين نفير * رسيد از زمين تا به چرخ اثير كه لشكر درآيند يكسر به راه * به همراهى خبرت و انتباه چو نزديك شد دشمن بدفعال * بود شاه را عزم رزم و قتال سران سپه در زمان بىدرنگ * تكاور به زين دركشيدند تنگ عنان داده در دست نصرت قرار * شدند از پى غزو يكسر سوار الهى تو اين لشكر باجهاد * كه در راه دين مىكنند اجتهاد بدار از كمين حوادث نگاه * بسى سال در ظل اقبال شاه كميت خامه را به ذكر محاربهء شيرانشاه فرّخ‌يسار در ميدان سخن تاختن و تيغ ناطقه را به خون فرقهء شروانى در مضمار گفتار رطب اللسان ساختن ارادهء پادشاه بىچون و مشيّت قادر « كُنْ فَيَكُونُ » « 1 » كه نامهء « تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ » « 2 » طغراى نشان نافذ فرمان او و رقعهء « تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ » « 3 » طراز دليل احكام لازم العزّ و الامتنان اوست ، چون در بوستان سلطنت و جلال به نشو و نماى نونهال تعلّق گيرد و نايبهء قهرش از ديوان « تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ » « 4 » به پروانچه [ 161 ] به سرنگونى بدفعالى ترتّب پذيرد ، هر چند افعالش وابستهء اسباب نيست و احكامش به واسطهء علّت و سبب از صفت نفاذ بهره‌ياب نى ، امّا از آنجا كه عالم مصدر جهان است و صدور جهت در وى به مقتضاى ظهور صفات در مصالح آن امور از هرگونه سببى برانگيزد و آرايش چهرهء مراد را كه به

--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 73 . « موجود شو ، پس موجود مىشود » . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 26 . « به هركه بخواهى ملك مىدهى . » ( 3 ) . همانجا ، آيهء 26 . هركس را كه بخواهى عزّت مىدهى » . ( 4 ) . همانجا ، آيهء 26 . « و از هركه بخواهى ملك مىستانى » .