أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

105

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

مثنوى در آن روز چون شاه بادين و داد * كمان كيانى كشيد و گشاد ز ن وَ الْقَلَمِ « 1 » عقل خوردى قسم * كمانش چو نون بود و تيرش قلم چنان حلقه گشتى كمانش به دست * كه افتاديش در رگ و پى شكست شدى كوتهش زان كشاكش نفس * نگشتى اگر شست فريادرس كمان كرد از زور بازو گله * گره بر گره گشت « 2 » كار چله چو شد باز سوى گره بر گره * برآمد ز هر گوشه احسنت زه الحقّ ، تيرى كه از شست مباركش رو به راه نهاد اگر شبيه تير تقدير خوانند ، رواست [ 131 ] و كمان هلال نهانش را با قامت خميده اگر در فكر قتل پير تدبير پسنديده خوانند ، سزاست . چون دو تير حضرت شاه جهانگير دو چشم خون‌فشان از دو طرف بدن آن جانور غرايب‌نشان احداث فرمود ، آن ددصورت مرگ خود را به آن چشم‌ها مشاهد ديده روى فرار به جانب غار نهاد . بعد از آن حضرت شاه دين‌پناه قورچى را فرمان داد كه به درون منزل خرس [ رفته ] او را بيرون آورد . چون قورچى حسب الفرمان با دل پربيم از مخاطرهء جان به درون مغاره رفت ديد كه خرس سرپنجه طمع را از دامن حيات افشانده و در آن مغاره از وى جز پوستين خون‌آلود نشانه نمانده . لشكريان چون مشاهدهء دست و شست آن حضرت نمودند ، لب به دعاى جان‌درازى و ثناى سرفرازى شاه غازى گشودند . رباعيّه كاى دست تو از زور نبى نيرومند * وى شست تو با شست ولى هم‌پيوند اى پايهء تخت سلطنت از تو بلند * بخت تو هميشه باد ايمن ز گزند سرادقات جاه و جلال و خيام دولت و اقبال مدّت دو ماه در موضع ساروقايه متمكّن بود . بعد از آن كوچ فرموده عنان « 3 » كميت آسمان سير را به جانب ارزنجان منعطف داشت و الويهء جهان‌گشايى را به عزم آن ديار بر فلك نيلگون افراشت و همّت والانهمت

--> ( 1 ) . قلم ( 68 ) آيه 1 . ( 2 ) . نسخه : لشت . ( 3 ) . نسخه : عيان .