أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

101

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

ز خردى كه پرورد از جهل گرگ * كه گرگش نگرديد خصم بزرگ كه جا كرد در بيشهء نرّه‌شير * كه شيرش نيامد به كشتن دلير به هُش باش اگر نخل انديشه‌اى * چو از باغ جا كرده « 1 » در بيشه‌اى كه ناگه چو در بيشه افتد شرر * در آن بيشه نى خشك ماند نه تر و چون غنايم بسيار از مخالفان آن ديار فتوح روزگار لشكر فيروزى آثار شد [ 126 ] امراى عظام صلاح در آن ديدند كه به محاربهء قلعه نپردازند و اعلام توجّه از آن ديار به جانب ديگر افرازند ، چه آن قلعه به غايت حقير بود و چند روز آنجا توقّف بايست نمود و شدّت گرما بىنهايت و توقّف و تسكين در چنين مقامى دور از درايت بود به آن جهت رايت فتح‌آيت از راه قاغرمان « 2 » كوچ‌بركوچ سايه بر حدود موضع ترجان « 3 » انداخت و از آنجا نيز نهضت فرموده به رسم ييلاق موضع ساروقايه را از نزول اجلال سر قدر بر فلك رفيع‌محال وسيع‌مجال افراخت « 4 » . مثنوى پس از فتح و غنيمت شاه دين‌دار * چو مهر آمد به سوى صفهء بار پى ييلاق هركس جُسته منزل * ز آسيب سفر وارسته خوشدل سپهر مهر دولت شاه بادين * در آن منزل به غايت يافت تسكين الهى تا ابد عيشش قرين باد * به داد و عدل و دولت همنشين باد

--> ( 1 ) . نسخه : جاكره . ( 2 ) . حبيب السير ، ج 4 ، ص 452 . قاغزمان . « عنان عزيمت از راه قاغزمان به صوب ترجان گردانيدند » . ( 3 ) . ترجان : از توابع ارزروم است . ( 4 ) . تاريخ جهان‌آرا ، ص 264 : « از راه قاقرمان متوجّه ييلاق منكوگون كه در آن ولا نشيمن اويماق استاجلو بود شده حمزه بيك فتح اغلى استاجلو حسب الحكم به مژدهء تشريف قدوم همايون بيشتر به ميان ايشان رفته او را در خانهء اغلان است چاوشلو پدر بابا سليمان فرود آوردند . . . و بعد از چند ماهه توقّف هم‌چنان با اويماق مذكور به ساروقيا و ترجان و از آنجا به ارزنجان تشريف بردند » .