أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

94

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

قطعه برون ز عالم امكان مكان ديگر هست * كه عاقلان سوى آن راه‌برد نتوانند ز مهر و ماه مبين سعد و نحس هر كارى * كه مهر و ماه درين قصّه نيز حيرانند راه سيل را خيال بستن نمودن ، آب دريا به كيل پيمودن است . و بسيط گيتى را در لحظه‌اى دست مساحت گشودن پاى خيال را در عرصهء هوس فرسودن اين معنى ناملايم كه در خاطرش راسخ و قايم گرديده خيال آن نموده كه به بهانهء صحبت از حضرت شاه دين‌پناه و اركان دولت استدعا نمايد كه وثاق او را مشرف فرمايند كس به اردوى عالى مكان شاه كامران فرستاده است كه اگر حضرت شاه بنده‌نوازى [ 117 ] فرموده قدم عنايت بر سر اين خاكسار نهند تا قيامت به آيهء افتخار و سرمايهء اعتبار باشد . امراى كرام چون في الجمله صورت خيال باطل او را از حاشيهء ضميرش مطالعه فرموده بودند نهال اقبال آنها حضرت را كه نخل جويبار امانى و آمال است به بهانهء اندك عارضه ميل تمارض داده از تعارض آن معارض امن داشته‌اند و حسين بيك لله و عابدين بيك و خلفا بيك به منزل سلطان حسين توجّه كرده‌اند و نموده كه ذات فرشته‌صفات آن حضرت را از عبور هواى مخالف طبيعت مبارك از طريقهء اعتدال منصرف و مزاج همايون از قانون صحّت منحرف گشته است و بالفعل تب دارند آن عارضه مانع توجّه به اين صحبت شد . لاجرم به امراء صحبت داشته بعد از اتمام آن صحبت مقرون به نكبت امراء به اردوى همايون مراجعت نموده غدرى كه آن بىقدر انديشيده بود عرضه داشته لايق چنان ديدند كه بىمطارحهء سلطان حسين عساكر با زيب و زين خالى از انديشه قبل و بعد به جانب چخور سعد « 1 » عزيمت نمايد . و چون شب ظلمانى كه پرده‌پوش اسرار نهانى است برقع نور از چهره گشاد ، و شاه انجم‌سپاه آسمانى روى توارى در خيمهء ظل مخروطى نهاد ، و سپهر نيلگون فانوس‌دار بزم ارباب عيش گرديد ، و شعلهء چراغ مشترى و نغمهء دلپسند ناهيد به فلك الافلاك رسيد ، و نيل خنك فلك آغاز شب روى كرد ، و پيك ماه را به سرعت در تكاپوى آورد ، كهكشان طريق مستقيم به اهل سفر نمود و نسر طاير [ 118 ] بر سبيل تعليم عرصهء آن سطح زنگارى اديم را به سرعت

--> ( 1 ) . نسخه ، چغور سعد . چخور سعد ، همان ايروان است .