أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
پيشگفتار 12
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
روحافزاى اوست » . « 1 » و خنجى نيز از توجّه خاصّ اولجايتو به شيخ صفى خبر مىدهد و مىنويسد : « در آن هنگام كه پادشاه عادل اولجايتو سلطان از تعمير سلطانيّه بازپرداخت ، شكرانهء اتمام آن را جمعيّتى ساخت و در آن مجمع از اكابر علما و عرفا و اوليا ، قريب چهارصد نفر حضور داشتند و صدر آن بزم نامى به وجود سامى شيخ عارف ربّانى علاء الدّوله سمنانى و درجزينى بود . سلطان خواست كه عقد آن جمع به وجود شيخ اردبيل تمام زينت گردد . به رسل متوالى حضور آن ولى و والى را التماس فرمود . شيخ ، خلف صدق خود ، خواجه صدر الدين را با خادم نامدار ، شيخ عز الدّين ، جهت تسكين خاطر سلطان به خدمت فرستاد و ضعف پيرى و شكستگى را وسيلهء عذرخواهى سلطنتپناهى ساخت » . « 2 » بىگمان مقبوليّت شيخ صفى در ميان مريدان و علقه و علاقهاى كه تودهء مردم به اين خاندان داشتند در به قدرت رسيدن و شكلگيرى حكومت آنان سخت مؤثر بود . با مرگ شيخ صفى « 3 » ، صدر الدّين و پس از وى خواجه على و شيخ ابراهيم به ترتيب بر مسند ارشاد تكيه كردند و مورد حمايت حكمرانان وقت قرار گرفتند . تا آنجا كه سلطان عثمانى تحف بسيار به عنوان « چراغ آقچهسى » « 4 » به زاويهء اردبيل مىفرستاد . از اينرو ، هر روز بر اهمّيّت و اعتبار اين خاندان در ميان تودهء مردم افزوده شد « 5 » . شيخ جنيد كه پس از شيخ ابراهيم مسندنشين شده و ارشاد و رهبرى مردم را بر عهده گرفته بود ، با روحيّهء جنگجويانهاى كه داشت در قالب « طريقت درويشى » نمىگنجيد . به زودى مقاصد درونى خود را با اين نيّت كه : « فقر و خاكسارى را به تخت مملكتدارى بدل نموده و از سرير مسكنت نزول كرده بر تخت سلطنت عروج كند » « 6 » با حركتهاى نظامى و لشكركشى
--> ( 1 ) . مكاتبات رشيدى ، ص 309 . ( 2 ) . عالمآراى امينى ، ص 257 . ( 3 ) . وفات شيخ صفى در دوازدهم محرم 735 ه ق در ايّام حكومت سلطان محمد خدابنده اتّفاق افتاد . ( جواهر الاخبار ، ص 10 ) ( 4 ) . چراغ آقچه سى : پول روشنايى و چراغ ؛ آقچه يعنى زر و سيم مسكوك . ( 5 ) . تواريخ آل عثمان ، ص 264 . ( 6 ) . عالمآراى امينى ، ص 259 .