أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

77

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

به اقبال طالع ز به دو ظهور * جهان كرد روشن به اشراق نور ز انوار آن مهر عالم‌فروز * شب تيره‌دل شد مبدّل به روز به هر سو پى غزو لشكر كشد * ز پا افكند هركه را سر كشد به عكسش برآيد اگر آفتاب * شود پنجهء دولتش پنجه‌تاب و گر سر كند ز آشيانِ سپهر * به دل فكر كين كرده طاووس مهر به اقليم شرقى نگسترده بال * ز غربى رسد طالعش را زوال ز اقبال اين گلبن نو نهاد * كه باغ نبى را بود خانه‌زاد همين بس كه آبشخورش زمزم است * به ملّت ز أُمَّ الْقُرى « 1 » توام است اميدست كين اصل گردون نما * كنخل علا فرعه فى السّما « 2 » ز نخل و ثمر تا بماند اثر * به پروردن ميوه باشد سمر ز هر ميوه‌اش عالمى شادكام * الى مبعث قام يوم القيام مرا گرچه بودى قلم همچو تير * شكست زمان داشتش گوشه‌گير [ 96 ] دواتم كه بحرى ز دُرّ بود پُر * به مخزن نهان بود چون درج دُر چو اقبال شاهى مددكار شد * فلك ياور و طالعم يار شد ز كلكم برون رفت نقص شكست * دواتم به گوهرفشانى نشست كنون وقت آن شد كه كلك دبير * رساند اساسى به چرخ اثير « 3 » بنايى كند عقل جوهرشناس * زر و جوهرش خاك و سنگش اساس كند طرح باغى عجب دلفريب * ز هر گل چو باغ فلك ديده زيب به گل‌هاى غيرمكرّر به باغ * كند ديده روشن معطّر دماغ به هر گوشه‌اى صد هزاران هزار * به آوازهء هر يكى پرده‌دار ز قول مورّخ شود رازجوى * ز تاريخ شاهى كند باز گوى ز هر فتح از آن‌سان كند فتح باب * كه دستان رستم رود در حجاب

--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) آيه 92 ، « مادر شهرها » مقصود شهر مكّه است . ( 2 ) . اشاره به آيهء 7 از سورهء شورى ( 42 ) است . ( 3 ) . نسخه : اسير .