ميرزا حسن حسينى فسايى

957

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

گذرانيد و در اواخر زندگانى كه عمرش نزديك به هشتاد سال رسيد و از معاشرت اعيان خسته گرديد و از جانب ديوانيان كه طمعكار املاكش بودند ، زحمتها كشيد و عاقبت آن املاك را از دست بداد . و پسر ديگر مرحوم لطف على است : زبدهء اماثل آقا بزرگ . گاهى به تجارت و گاهى به زراعت اشتغال دارد . و از اعيان اين محله است : جمال مجامع فحول ، كمال محافل اصحاب عقول ، مقبول سلاطين حاجى درويش حسن نقيب و خلف الصدقش ، جامع اشتات امور ، عارف مراتب جمهور ، اديب اريب حاجى ميرزا احمد نقيب « 1 » . ولادتش در سال 1238 اتفاق افتاد و وفات حاجى درويش حسن در سال 1260 و وفات حاجى ميرزا احمد در سال 1302 در اصفهان واقع گرديد . كسى مانند اين پدر و پسر حكم مواعظ را در لباس افسانه و اندرز و نصايح را در سخنان پراكنده نگفته است و حاجى ميرزا احمد نقيب ، تحصيل كمالات علميه را نمود و از طبع موزون به حليهء شاعرى زينت يافت « 2 » و اين چند شعر از او به يادگار ثبت گرديد : اى بسى در پاى دل بر سر كشيدم ماجرا * من قفاى دلبران اينك ، بلايم در قفا همدم رنج و عنايم ، محرم درد و تعب * بستهء بند بلايم ، خستهء خار جفا با طبيب خويش درد خويش پنهان چون كنم * بعد از اين دست من و دامان شاه اوليا عيد غدير خم شد و هنگام خم راح * ترويح روح كن به صبوحى در اين صباح در اين صباح مژدهء حى على الصبوح * آمد قرين به دعوت حى على الفلاح داور بود هماره ، غفور اين سه روزه عمر * در كودكى ، جوانى و پيرى بنوش راح و از حاجى ميرزا احمد نقيب ، دو نفر پسر باقى است : ميرزا مهدى « ناظم » تخلص « 3 » و حاجى ميرزا على طبيب و ميرزا مهدى به لقب و منصب نقابت برقرار است و خطبه و قصيده عيد و وقت سلام ايالت فارس را مىخواند و اين دو بيت از ميرزا مهدى ناظم است : زآن لب شيرين مرا شورى به جان افكنده‌اى * نى به جان من به جان انس و جان افكنده‌اى از قيامت شور و غوغاى قيامت شد به‌پا * شورش از يك جلوه در پير و جوان افكنده‌اى و از اعيان اين محله است : جالينوس ثانى ، مستخرج قانون معانى ميرزا محمد طبيب ( مشفق ) خلف الصدق مرحوم آقا محمد باقر طبيب خلف الصدق مرحوم آقا عبد اللّه طبيب خلف الصدق مرحوم آقا على عسكر جراح شيرازى الاصل : ولادت ميرزا محمد در سال 1272 اتفاق افتاده است .

--> ( 1 ) . در آثار العجم ، ص 262 : ( نقيب الممالك ) . ( 2 ) . ( از افاضل زمان خود بوده ، علوم ادبيه و عربيه را به نهايت درجه كمال رسانيده و در فنون شعريه از امثال و اقران درگذرانيده ، نظم را به لسانى فصيح و بيانى بليغ مىفرموده و ديوانى مرتب ساخته و پرداخته در حدود يكهزار و - سيصد و اند وفات يافته در مشهد مقدس مدفون است . ) آثار العجم ، ص 262 ، ( او را مثنوى است بنام ( ده دفتر ) و يك نسخه ناتمام از ديوان اشعارش در كتابخانه مجلس موجود است ، او از ندماء ناصر الدين شاه قاجار بود . . . ) ر ك : دانشمندان و سخن‌سرايان فارس ، ج 4 ، ص 710 . ( 3 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 263 . مرحوم فرصت قانونچه طب را در محضر او مىخوانده است . از اشعار او در ص 630 تا 632 ، دانشمندان و سخن‌سرايان فارس آمده است . او تا سال 1305 حيات داشته است .