ميرزا حسن حسينى فسايى

873

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

از خط استوا ، چنان كه به اين زودى مىآيد و تخيل خط شعاعى اصلى آفتاب و خط انعكاسى آن و زاويه ميانهء اين دو خط و نبودن زاويه ، به انداختن شعاع آفتاب بر صفحهء آئينه با تبديل اوضاع نگاه داشتن آن آسان گردد . قسم دوم كه گرمى آفتاب منوط به بلندى و پستى زمين و نزديكى به كوه و پشته و ديوار است ، بر اين وجه باشد كه زمين پست و گود ، جمع مىنمايد خطهاى شعاعى آفتاب را و زمين بلند مانند پشته آن خطها را پراكنده كند و از اين است كه تابستان بغداد و كاشان و قم و طهران ، گرمتر از تابستان شيراز باشد براى آنكه زمين شيراز از صفحه دريا از آن شهرها بلندتر افتاده است يا آنكه عرض آنها يعنى دورى از خط استوا ، بيشتر از عرض شيراز باشد و حكيم دانشور مهندس انگليسى « 1 » ، ارتفاع زمين فارس را از سطح دريا تا ايزد خواست بلكه تا طهران و جاهاى ديگر ايران را در نقشه ايران ، تشخيص داده ، نوشته است : ارتفاع كازرون 2750 فوت « 2 » ( مراد از فوت ، فوت انگليسى است كه تقريبا معادل است با يك پاى مرد متوسط القامه و تحقيقا مساوى است با چهار گره و بيست و چهار جزء از سيصد و بيست و پنج جزء يك گره از شانزده گره يك ذرع شاه متعارف در اين زمان در بيشتر از ممالك محروسه ايران . ) ، دشت ارجن 6500 فوت ، شيراز 5000 فوت ، تخت جمشيد 5150 ، مرغاب 6100 ، ده‌بيد 7700 ، آباده 6450 ، قمشه 5800 ، اصفهان 5100 ، قهرود 8750 ، كاشان 3700 ، قم 3300 ، طهران 3950 . پس زمين فارس گويا پشته‌اى است كه يك جانب او درياى فارس و ديگر جانبش صحراى ايزد خواست آباده و آنچه در طول آن افتاده است و ده‌بيد بر فراز آن پشته است و اگر كوه و ديوار در برابر آفتاب افتد ، همه خطهاى شعاعى و انعكاسى بر زمين مجاور آنها آمده آنجاى را گرمتر كند و در مملكت فارس گرمسيرى است كه درخت نارجيل و تمرهندى و انبه را به نيكوئى پروراند مانند موغستان عباسى « 3 » تا بندر نخيلو « 4 » از كنار دريا و سردسيرى است كه در شبهاى اواخر تابستان و اوايل پائيز آبهاى كم ايستاده ، يخ بندد مانند خسرو شيرين چهار - دانگه « 5 » و در ميانه جاهائى است كه درخت سردسيرى مانند شليل و گيلاس و درخت گرمسيرى مانند نخل و نارنج در يك باغ به خوبى به عمل آورند مانند بلوك فسا و خفر و فيروزآباد و انواع حبوبات كه در تمام ممالك محروسه ايران يافت شود در مملكت فارس بيشتر و بهتر و باليده « 6 » تر گردد مگر نخود و عدس قزوين را كه مكرر به فارس آورده ، زرع نموده‌اند ، پس از دو سه سال از باليدگى قزوينى كوچكتر گشته ، به اندازهء نخود و عدس فارس شده است سبحان الذى يفعل

--> ( 1 ) . در صفحه 15 متن ، نقشه مملكت پارس را از كتاب ( نقشه حكيم الكسندر كيث جونس تن ) برداشته است و احتمالا از حكيم دانشور مهندس انگليسى نيز مقصود اوست . ( 2 ) . واحد طول در انگلستان و آن معادل است با 3048 / 0 متر و برابر با 12 اينچ . ( معين ) ( 3 ) . يكى از پنج ناحيه بلوك عباسى . ر ك : فارسنامه ، بلوكات فارس ( ع ) . ( 4 ) . همان بندر نخلو است . از بنادر كوچك جنوب ايران در كناره خليج فارس مقابل جزيره شعيب . ( معين ) ( 5 ) . خسرو شيرين ، از بلوكات سردسير فارس است ، كه ( در هفت فرسخ بيشتر ميانه شمال و مغرب آسپاس است ) . همين كتاب . ( 6 ) . در متن : ( بابيده ) .