ميرزا حسن حسينى فسايى
932
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
و در همين سال به لقب جليل وكيل الملكى فارس كه لقب عم كامگار او ميرزا محمد حسين وكيل بود ، سرافراز گشته ، او را ميرزا على اكبر خان وكيل الملك گفتند . پس عود به شيراز نمود و در سال 1287 به مرض شقافلوس و سكته ، زندگانى را بدرود نموده ، به مغفرت الهى پيوست . پسر دويم مرحوم ميرزا محمد ، ميرزا اسمعيل است كه از اوائل عمر به مرض ماليخوليا ، مبتلا شده ، سالها بماند و از غرايب اعمال او اينكه پير زنى كه در طفوليت او را پرستارى نمود [ و ] شايد براى تربيت ، او را آزارى كرده بود ، دشمنى آن زن را در دل داشت و بعد از چهار سال از ديوانگى ، كه او را در حبس و قيد داشتند ، صبح زود برخاسته به پرستاران خود بگفت در شب گذشته ، جماعتى از اولياى حق در اين منزل فرود آمده ، دست مرحمتى بر سر و تن من كشيده ، همه ديوانگى را از من بيرون نمودند و للّه الحمد ديگر باكى ندارم ، پس رخت حمام خود را خواسته به حمام برفت ، پس خدمت اقوام و عشاير خود رسيد و مطلب را به همان منوال بگفت و جز كلمات عاقلانه نگفت و تفتيش از ملك و مال خود نموده ، در مقام محاسبه آنها برآمد و در چند روز به مهمانى برفت و هم مهمانى نمود ، پس خواهش كرد كه مادر سيد محمد را يعنى همان پيره زنى كه در اوائل حال مربى او بود بياوريد تا از آن آب گوشتهائى كه در زمان طفوليت من مىساخت ، بسازد و چون اين خبر به مادر سيد محمد رسيد در كمال اضطراب گفت من از چشمهاى ميرزا اسمعيل مىترسم كه مرا بكشد و چند روز ديگر بگذشت تا عاقلى ميرزا اسمعيل به درجه شهرت رسيد ، مادر سيد محمد به منزل ميرزا اسمعيل آمده ، آبگوشت را آماده كرده ، به زودى عود به منزل خود نمود و چون چند بار آمد و شد كرد و نشان ديوانگى از او نديد ، شبى توقف نمود و صبح آن روز هركس آمد ، درب خانه ميرزا اسمعيل را بسته ديد ، پس همسايگان از بام به زير آمده ، مادر سيد محمد را كشته ، به چوبى آويخته ، ديدند و ميرزا اسمعيل كف زنان و رقص كنان ، مكشوف العوره ، مىگويد : چند روز زحمت كشيدم و خود را به ديوانگى زدم تا آنكه قصاص زمان طفوليت خود را از اين پيره زن بدبخت گرفتم ، پس پرستاران ميرزا اسمعيل را گرفته ، در حبس و قيد بداشتند و در سال 99 [ 12 ] وفات يافت . پسر سيم مرحوم ميرزا محمد است : ثمره شجرهء سيادت و نجابت ، ميرزا ابراهيم « 1 » [ كه ] در سال 1295 در شيراز متولد شد و به ذكاوت و كياست معروف بگشت و چندى به حكومت نواحى كازرون برقرار گرديد و مبالغى باقيكار ديوان ، گشته ، املاك موروثه خود را به قيمتى ارزان فروخته ، در عوض باقى ، بداد ، پس مسافرت به دار الخلافه طهران كرده ، سود و فايده نبرده ، عود به شيراز نمود و در سال 1293 وفات يافت . و ولد الصدق او ، نور حديقه سيادت و نور حدقه نجابت « 2 » ميرزا محمد در سال 1284 در شيراز متولد شد و بعد از وفات والد او جناب مستطاب ملجأ و مرجع انام ، علام فهام حاجى شيخ محمد حسين شيخ الاسلام به مناسبت خواهرزادگى ، او را تربيت مىنمايد . پسر چهارم مرحوم ميرزا محمد است : جليل الاصل و جميل الوصف ميرزا هادى [ كه ] در سال 1268 در شيراز متولد شده ، كمالات لايقه بزرگزادگان را آموخت [ و ] با آنكه گاهى
--> ( 1 ) . بموجب وقايع اتفاقيه ، ص 9 و 14 و 25 : او در ربيع الثانى سال 1291 به حكومت كازرون منصوب شد و در محرم 1292 در نتيجه شكايتى كه از او شده بود معزول گشت و فرارا به شيراز بازگشت . ( 2 ) . در متن : ( تحابه ) .