ميرزا حسن حسينى فسايى
929
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
رفته ، بعد از صرف غذا ، خواب قيلوله نموده ، مقارن ظهر وضو ساخته ، نوافل و فريضه و تعقبات را به جا آورده ، در كتابخانه مشغول تأليف مىگشت و يك ساعت به غروب آفتاب مانده ، احباب را ملاقات مىفرمود و مكالمات حكمتآميز و مطايبات فرح انگيز كه موجب انبساط و مزيل انقباض بود مىنمود . و از مؤلفات آن جناب ، كتاب بحر الحقايق در علم فقه كه همه مسائل را به استدلال و ذكر اخبار وارده و اقوال متقدمين و متأخرين را در آن كتاب ذكر فرموده است و حاشيه مدونه بر كتاب معالم الاصول و حاشيه مدونه بر شرح لمعه است . و آن جناب را پسرى بود ميرزا على نام كه در مراحل علم و عمل شباهتى به آن پدر نداشت چنان كه گفتهاند : عفت مساو « 1 » تبدت منك واضحة * على محاسن ابقاها ابوك لكا لقد تقدمت ابناء الكرام به * كما تقدم آباء اللئام بكا و در سال 1289 وفات يافت و او را اولاد ذكورى نبود . پسر چهارم مغفرت مآب ميرزا جانى است : صاحب مجد و كرم ، كافل مصالح امم ، قطب فلك نامدارى ، مركز دايرهء بزرگوارى : ميرزا محمد هادى مشهور فسائى [ كه ] در سال 1182 در شيراز متولد گرديد و بعد از كسب كمالات لايقه ، در زمان زندگانى والد ماجد خود حكومت چندين بلوك را قبول نمود ، پس به منصب استيفاى ديوانى برقرار گرديد و بعد از واقعه هايله پدر بزرگوار خود ، چنان كه نگاشته شد ، اعليحضرت ، خاقان گيتىستان ، فتح على شاه قاجار طاب ثراه ، جميع مناصب و اعمال ديوانى والد ماجدش را به او عنايت فرمود و بىمشاورت از ميرزا هادى ، حكمى در كليات امور فارس نفرمود و اختيار عزل و نصب حكام جزء مملكت فارس را در كف كفايت او ، واگذاشت و در سلام عام مكرر مىفرمود : « ميرزا هادى رفيق قديم شاه است . » و بعد از وفات والد ماجدش مادام زندگانى ، تلخى عزل از مناصب را نچشيد و از تمامى امرا و بزرگان فارس به مزيد جاه و جلال و افزونى حشمت و مال و قدم دودمان رتبه برترى را داشت و هريك از اعيان فارس براى پيشرفت در كار خود ، نوعى به او توسل جسته ، سر از اطاعتش نپيچيد و مدت 23 سال متوالى ، در كمال عزت و جلال ، بزرگى نمود و در سال 1230 ، صبيه مرضيه جناب كمالات اكتساب ، مقبول دولت سلطانى ، منظور نظر خاقانى ، جامع مناقب زكيه ، حاوى مراتب سنيه ، دستور اعظم ، مدبر امور امم ، انسان السادة ، عين انسان السياده ، ميرزا عبد الوهاب موسوى معتمد الدوله اصفهانى را ، در عقد ازدواج ولد ارجمند خود ميرزا محمد حسين وكيل الملك درآورد و منابعى خطير در اين عيش و عشرت صرف نموده ، عروس را به احترامى تمام از دار الخلافه طهران به شيراز آوردند و در سال 1235 ، شاهزاده خانم صبيه مرضيه نواب اشرف و الا ، حسين على ميرزا فرمانفرماى مملكت فارس را در عقد
--> ( 1 ) . در متن : ( مسيا ) به قرينهء محاسن در مصراع دوم ، تصحيح قياسى شد و ( مساو ) در اصل ( مساوى ) بوده است كه جمع كلمه ( مساءه ) به معنى كار زشت است و معنى شعر چنين است : بدكاريهائى كه از تو آشكارا سر زد ، بر آن نيكوكاريها كه پدر برايت باقى گذاشت ، فزونى يافت . كارهاى پدر سبب شد كه تو بر بزرگزادگان پيشىگيرى هم بدانگونه كه رفتار تو موجب گشت تا پدرت از پدر فرومايگان سبقت گيرد . ( دكتر جعفر مؤيد شيرازى ) .