ميرزا حسن حسينى فسايى

923

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

و عام ، قاضى محكمه اسلام ، فقيه نافذ الاحكام حاجى شيخ ابو القاسم شيخ الاسلام « 1 » خلف الصدق غفران مآب ، شيخ محمد حسين شيخ الاسلام در سال 1211 در شيراز متولد گشته ، بعد از تحصيل مقاصد علميه ، در تكميل مراتب علم فقه و حديث و تفسير كوشيده ، سرآمد همگنان گرديد و بعد از وفات عم ماجد خود بر مسند حكومت شرعيه ، در محكمه اسلاميه نشست و مادام زندگانى به نشر علوم دينيه و فتاوى و احكام شرعيه اشتغال نمود و در سال 1285 به مكه معظمه رفته ، بعد از اداى مناسك حج ، در مدينه طيبه به زيارت قبور مطهره خاتم انبيا و اولاد امجادش صلوات اللّه عليهم مشرف گشته ، در شهر محرم سال 1286 در مدينه طيبه به مغفرت ايزدى پيوست و در پهلوى بقعه مباركه ائمه بقيع مدفون گرديد . و خلف الصدقش جناب شيخ مشايخ زمان ، جامع مكارم اوان ، سالك مسالك شريعت ، واقف مواقف حقيقت ، حافظ قوانين شرع ، مؤسس قواعد اصل و فرع ، علام فهام ، ذو المجد و الاحترام نافذ الاحكام : حاجى شيخ محمد حسين شيخ الاسلام « 2 » نعم الخلف آمده و در سال 1251 در شيراز متولد گرديد و در مكتب‌خانه ادبيه كسب آداب و رسوم را نمود و بعد از تحصيل مقدمات علميه در خدمت والد ماجد خود و جنابان مجتهدان حاجى شيخ مهدى كجورى كه شرح حالش در ذكر محله درب شاهزاده بيايد و آخوند ملا محمد على محلاتى كه در ذيل محله اسحق بيگ نگاشته گرديد ، مطالب كتب فقهيه و اصوليه و تفسير و حديث را استفاضه نمود و با آنكه به مكه معظمه و مدينه طيبه مشرف گشته بود ، باز در خدمت والد ماجد خود عود به حرمين شريفين نمود ، پس به اماكن مشرفه عراق آمده ، بعد از حصول زيارت بازگشت به شيراز فرموده به ارث و استحقاق به لقب جليل شيخ الاسلامى كه جامع فضايل دنيوى و اخروى است مسرور و مبتهج گرديد و تاكنون به نشر مسائل علميه و احكام دينيه و انجام مهمات جزئيه و كليه شرعيه و تدريس كتب تفسير و فقهيه اشتغال دارد و آن جناب را پنج نفر پسر است : اول آنهاست : جناب فايز القاب عالم فاضل ، عنوان صحيفه كرم ، قدوه صناديد امم ، صاحب حسب ظاهر و نسب طاهر شيخ محمد باقر « 3 » [ كه ] در سال 1278 متولد شده است با آنكه در عنفوان جوانى است ، زحمت تحصيل مقدمات علميه و علوم دينيه و مراتب يقينيه و كمالات لايقه را كشيده است و زمانى از تعليم و تعلم باز نمانده ، گوى سبقت را از همگنان ربوده است . « 4 »

--> ( 1 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 510 . ( 2 ) . در آثار العجم ، ص 510 ، نيز ذكر او آمده است و در زمان تاليف آثار العجم به قضاوت مشغول بوده و باغ شيخ از املاك او به حساب مىآمده است . و در شعر ( صفا ) تخلص مىكرده است و اين ابيات از اوست : اى يار جفا پيشه وفا نيز گهى كن * بر جانب دلسوختگان هم نگهى كن اى ناله به آن شاه ز حالم خبرى ده * واى آه به آن ماه بهر حيله رهى كن ر ك : آثار العجم ، متن و حاشيه 2 ، ص 510 ، و همچنين ر ك : سفرنامه حاجى پير زاده ، ص 23 و 24 و 25 . ( 3 ) . در آثار العجم ، حاشيه ص 510 ، آمده است كه ( وفا ) تخلص مىكند و اين اشعار از اوست : چشم من بر روى تو اى ماهرو فتاد * در صولجان زلف تو دل همچو گو فتاد تا دست من ز موى ميان تو شد رها * دل از غمت در آتش و هجران چو مو فتاد تا شهره شد به عشق تو اندر جهان ( وفا ) * بدنام خاص‌وعام شد ، از آبرو فتاد ( 4 ) . در زمان مرحوم فرصت او به نيابت از پدر گاهى بر مسند قضا مىنشسته و ( در محكمه ايشان تاكنون دينارى به رشوه اخذ نشده ) . آثار العجم ، ص 511 .