ميرزا حسن حسينى فسايى

1370

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

[ 38 ] - بلوك سياخ با آنكه 5 فرسخ در جانب جنوب شيراز افتاده ، براى بلندى زمين آن از جلگاء شيراز در تابستان هوائى سرد دارد ، درازى آن از قريه « دهدارى » تا « ايور » 3 فرسخ و پهناى آن از « محمد آباد » تا « بدايجان » يك فرسخ و نيم . محدود است از جانب شمال به حومه شيراز و از جانب مغرب به بلوك كوه مره شكفت و از سمت جنوب به بلوك خواجه و از طرف مشرق به بلوك كوار و جز درختان سردسيرى در اين بلوك يافت نشود ، كشت و ذرع آن ، جو و گندم و خشخاش و ارزن و گندم بهاره و جو ترش است و خربوزه اين بلوك در شيرينى و لطافت بىعديل است و آب اين بلوك از چشمه و رودخانه قره‌اغاچ است و قصبه آن « دارنجان خواجه » 7 فرسخ از شيراز دور افتاده است و اين بلوك مشتمل است بر 13 قريه آباد « 1 » : ايور : 2 فرسخ بيشتر شمالى « دارنجان » است . بابا ايور : 2 فرسخ شمالى « دارنجان » است . برابجان « 2 » : به مسافت كمى ميانه جنوب و مشرق « دارنجان » است . خارگان « 3 » : فرسخى بيشتر شمالى « دارنجان » است . دارنجان خواجه « 4 » : همان قصبه سياخ است . دره : 2 فرسخ شمالى « دارنجان » است . ده بال : فرسخى كمتر شمالى « دارنجان » است . دهدارى : 3 فرسخ مشرقى « دارنجان » است . ده شيب : 1 فرسخ و نيم شمالى « دارنجان » است . فورجان : 1 فرسخ و نيم شمالى « دارنجان » است . قنات : 3 فرسخ مشرقى « دارنجان » است . كدنج : نام ناحيه‌اى است مشتمل بر « خارگان » و « ده شيب » و « ده بال » و « فورجان » . محمد آباد : 1 فرسخ و نيم بيشتر مشرقى « دارنجان » است . ميشوان : فرسخى بيشتر مشرقى « دارنجان » است . سيراف « 5 » نام شهرى بود در كنار درياى فارس در جانب جنوبى شيراز ، به مسافت 68 فرسخ از شيراز دور افتاده و سالهاست خراب گشته ، جز يك محله از آن شهر به آبادى باقى نمانده است و اين محله را بندر « طاهرى » گويند و اكنون از توابع بندر كنگان است و در ذيل عنوان « كاف » نوشته شود . و ابو سعيد حسن بن عبد الله بن مرزبان سيرافى نحوى « 6 » ، كه داناترين

--> ( 1 ) . ر ك : جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 248 : كه از 14 قريه سخن رفته است كه چهار قريه آن كوهستانى و بقيه در جلگه واقع شده است . ( 2 ) . ( بدايجان ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 260 . ( 3 ) . در متن : ( خاره كان ) . در كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 260 : ( خاركان ) . ( 4 ) . در كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 260 : ( دارنجان ) . ( 5 ) . براى اطلاع بيشتر رجوع شود به آثار شهرهاى خليج فارس ، ص 328 تا 439 . ( 6 ) . او ( در عمان فقه آموخت و به بغداد متولى قضا گشت و همانجا در سال 368 درگذشت . او معتزلى بود و با مزد نويسندگى زندگى مىگذرانيد ، او راست : ( اخبار النحويين البصريين ) و ( صنعة الشعر ) و ( البلاغه ) و ( شرح المقصوره ) و ( شرح كتاب سيبويه ) . ( دهخدا ) .