ميرزا حسن حسينى فسايى

1330

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

هندوانه ديمى نيز دارند و از گاو چاه ، هندوانه و خيار چنبر به عمل بياورند و شكار اين ناحيه آهوست و قصبه آن قريه « سمل » است ، نزديك به 150 درب خانه دارد 7 فرسخ از بوشهر و 38 فرسخ از شيراز دور افتاده است و اين ناحيه مشتمل است بر چهار قريه آباد : آباد : فرسخى بيشتر جنوبى « سمل » است . بو الفريس : يك فرسخ و نيم ميانه شمال و مغرب « سمل » است . سمل : همان قصبه ناحيه زنگنه است . گندم ريز : فرسخى كمتر ميانه شمال و مغرب « سمل » است . ناحيه زيراه « 1 » دشتستان : اصل زيراه ، « زير آب » بوده است براى آنكه در زير رودخانه دالكى افتاده است ميانه مشرق و شمال بوشهر است ، درازى آن از « تل قاتل » تا « دو رودگاه » از فرسخى بيشتر ، پهناى آن از چارك فرسخى نگذرد ، محدود است از مشرق و جنوب به جانبى از ناحيه برازجان و از شمال و مغرب به نواحى شبانكاره و دشتستان و قصبه اين ناحيه « زيراه » است 11 فرسخ از بوشهر و 35 فرسخ از شيراز دور افتاده است زراعتش گندم و جو و پنبه و كنجد ، چندين باغ نخلى دارد ، آبش از رودخانه دالكى است ، شكارش جز دراج نيست و ضابط و كلانتر آن پدر بر پدر عالىجاه على محمد خان زيراهى است و شماره خانه‌هاى قريه زيراه از 300 درب خانه بيشتر است . در تذكره مجمع الفصحا نوشته است « 2 » : تاج الدين فارسى : مردم زيراه است ، در هندوستان دبير سلطان شمس الدين دهلوى بود و اين چند بيت از اوست : چو شمشيرش بخندد ، خصم گريد * بلى از خندهء برق است باران كند مهرش بنات النعش را جمع * چنان قهرش ، ثريا را پريشان هر آنكو برخلافش دم بر آرد * نفس گردد به مغز اندرش پيكان و اين ناحيه مشتمل است بر شش ده آباد : تل قاتل : به مسافت كمى مشرقى « زيراه » است . دورودگاه : ميانه دو رودخانه دالكى و خشت افتاده ، فرسخى جنوبى « زيراه » است . زيراه : قصبه اين ناحيه است . عموئى : فرسخى ميانه جنوب و مشرق « زيراه » است . محمد آباد : فرسخى بيشتر مغربى « زيراه » است . نظر آقائى : به مسافت كمى ميانه جنوب و مشرق « زيراه » است . ناحيه شبانكاره دشتستان « 3 » : شمالى بوشهر است . درازى آن از « شاه فيروزى » تا « مكابرى » 7 فرسخ ، پهناى آن از « ده كهنه » تا « بيدو » چهار فرسخ . محدود است از جانب مشرق به نواحى زيراه و دالكى و از شمال و مغرب به ناحيه ماهور ميلاتى و حياط داود و از جانب جنوب به ناحيه انگالى و رود حله . كشت و زرع آن ، گندم و جو ديمى و نخلستان ديمى است و شكار آن آهو و قوچ و ميش كوهى و كبك و تيهو و دراج ، اين ناحيه در كنار رودخانه بنى تميم است و قصبه اين ناحيه را « ده كهنه » گويند ، 10 فرسخ از بوشهر و 36 فرسخ از شيراز دور افتاده

--> ( 1 ) . ( زيرراه ) ، كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 300 . ( 2 ) . ر ك : مجمع الفصحا ، به اهتمام مظاهر مصفا ، ج 1 ، ص 464 . ( 3 ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 300 .