ميرزا حسن حسينى فسايى
1303
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
به سزاى خود رسيدند و در زمان قديم شهرى معمور و دهاتى آباد و نخلستانها و باغها داشته و اكنون بىرونق و خراب افتاده است و ضابطى اين بلوك سالهاست با خوانين ايل قشقائى است . آب اين بلوك در ناحيه « جرمشت » از رودخانه افزر است و در ساير نواحى آن از گاوچاه و باران . و نام قصبه اين بلوك در اصل « خنگ » به ضم خاء و سكون نون و كاف فارسى بوده يعنى گوشهء بيغوله و بعد از تصرف عربى ، كاف مبدل به جيم گشته آن را « خنج » گويند ، نزديك به 60 فرسخ از شيراز دور است . در قديم نزديك به 6000 خانه داشت و لوازم شهرى از مساجد و بازار و كاروانسرا و مدرسه و حمام و عمارات خيريه در او فراوان بوده كه آثار آنها پيداست ، صحن مسجد جامعش وسيع ، طاقهاى اطراف و شبستانش را از سنگ تراش و گچ ساخته ، هنوز بر نيمه آبادى باقى است و دو مناره بسيار بلند در دو جانبش مانده ، شايد پنجاه هزار تومان نقد اين زمان به خرج اين مسجد رفته است . چندين مناره ديگر از آجر و گچ در كناره ساير مساجد و مدارس باقى است . آب خوردن اين شهر از آبانبارها كه از آب باران پر شود و شماره خانههاى شهر خنج در اين زمان به 300 درب خانه نمىرسد . عرض آن از خط استوا 27 درجه و 57 دقيقه ، طول آن از رصدخانه انگلستان 53 درجه و 30 دقيقه ، انحراف قبله آن از نقطه جنوب به جانب مغرب [ ] درجه و [ ] دقيقه است . و چندين نفر از علما و مشايخ از شهر خنج برخاستهاند مانند : علامه زمان و نادرهء دوران حكيم افضل الدين محمد بن نامار « 1 » بن عبد الملك خنجى شرحى كه بر كتاب قانون شيخ الرئيس ابو على سينا ( عليه الرحمه ) نوشته است ، تاكنون در ميانه حكما و فضلاى اطبا مشهور و باقى است و در حدود سال 500 و اند ، زمان تأليف شرح خنجى بر قانون است . و مانند : قاضى زين الدين على بن روزبهان خنجى : در كتاب مزارات شيراز در شرح حال او نوشته است : قدوه ارباب علم و تقوى و اسوهء اصحاب درس و فتوى ، قاضى زين الدين على بن روزبهان خنجى ، جمع نمود ميانه مشروع و منقول و تصنيف نمود در فروع و اصول و از تصنيفات اوست : كتاب معتبر در شرح مختصر اصول ابن « 2 » حاجب و كتابهاى ديگر و در سال 707 در شيراز وفات يافت و در مدرسه شاهى مدفون گرديد . و مانند : شيخ اويس بن عبد اللّه خنجى : در كتاب مزارات شيراز ، نوشته است « 3 » ، قدوهء عباد و اسوهء زهاد بود در ايام رياضت خود 40 روز هيچ نخورد و نياشاميد و به خواب نرفت و محتاج به وضو نشد و در سال 790 در شيراز بمرد . « 4 » و دهات توابع خنج بر اين وجه است : « 5 » آب : 6 فرسخ و نيم ميانه شمال و مغرب « خنج » است . آشنا : 4 فرسخ ميانه جنوب و مغرب « خنج » است .
--> ( 1 ) . در متن : ( تامار ) ر ك : ( لارستان كهن ) ص 137 : ( نامور ) و ص 156 همان كتاب . ( 2 ) . در متن : ( اين ) . ( 3 ) . ر ك : مزارات شيراز ، ص 121 ، هزار مزار ص 316 . ( 4 ) . براى اطلاع بيشتر از بزرگان خنج رجوع شود به ( لارستان كهن ) ص 135 تا 205 . ( 5 ) . در كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 330 : آمده است كه خنج داراى 43 قريه است كه 12 قريه آن كوهستانى و بقيه در جلگه واقع شده .