ميرزا حسن حسينى فسايى

1283

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

چرا تبديل صورت جوهر جسم جمادى را * كشد در سلك عقل و نفس ز اغراض هيولائى چرا در قرب و بعد مهر كاهد ماه و افزايد * چو اندر مصر عصمت يوسف ، از كيد زليخائى چه جوهر بودش اندر سرمه آيا ديدهء مجنون * كه ديد از ماه تا ماهى همه ليلى و ليلائى چه نقشى بود نرد عشق زد بر تخته وامق * كه دست خويش از ششدر شد اول داو عذرائى چه بودش در صليب زلف و بر چهر آن بت ترسا * كه شد ز نار بست و سوخت مصحف پير صنعائى چه حشو اندوخت شاپور از قلم در دفتر خسرو * كه ترقين « 1 » كرد شيرين بارز « 2 » مهر سميرائى « 3 » كه كردى طعمه ماران و موران لاشه آنان * كه خز بر تن بپيچيدى چو كرمان در تن آسائى ز بيدادى كه جغدان راست در ايوان نوشروان * ز لانه « 4 » حلقه‌ها درهم چو زنجير انوشائى « 5 » چرا نايد « 6 » به گوش از طاقديس دخمه ، خسرو را * نه لحن باربد نى نغمهء چنگ نكيسائى بود گه سخرهء انگشت ديوى را نگين جم * نهد بر تخت جم ضحاك ، پاى مسند آرائى بهر دورى مئى در جام ريزد آفرينش را * چه مقصود است ساقى را از اين پيمانه پيمائى خرد تن زد ز پرسش ، زد دم يا ليت كز پاسخ * تو زنگ جهلم از آئينهء ادراك بزدائى مرا تعليم گر شد خضر و گفتا با خرد بر گو * كه اين اطوار از عشق است و تو با عشق برنائى ندارد پشه خود پاى سكون با جنبش صرصر * نه بر سر مرغ شب با چشمه خور چشم حربائى

--> ( 1 ) . در حاشيه آمده است كه : ترقين خط باطل . ( 2 ) . در حاشيه آمده است كه : بارز مقابل حشو است . ( 3 ) . در حاشيه آمده است كه : سميرا ، عمه شيرين بود . ( 4 ) . در بالاى كلمه نوشته شده است : آشيانه . ( 5 ) . در بالاى كلمه نوشته شده است مخفف انوشيروان . ( 6 ) . در متن : ( تايد ) .