ميرزا حسن حسينى فسايى

1275

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

هفتخوان : 2 فرسخ شمالى « تل بيضا » ست . هفتنجان « 1 » : 2 فرسخ و نيم شمالى « تل بيضا » ست . يحيى آباد : 2 فرسخ ميانه شمال و مشرق « تل بيضا » ست . تنگستان : ناحيه‌اى از دشتستان است كه بيان آن بيايد . تميمى نام طايفه‌اى از عرب است كه مسكن آنها بلوك مالكى است و در عنوان « ميم » و « الف » نگاشته گردد . توج « 2 » نام شهرى است در فارس ميانه بلوك كازرون و شولستان ممسنى و بلوك خشت و در كتابهاى لغت و تاريخ نوشته است : توج : به فتح تاء و تشديد واو و فتحه ، شهرى است در فارس ، نزديك كازرون چون در گودى واقع شده ، هواى بسيار گرمى دارد ، نخلستان بسيار دارد ، خانه‌هاى آن از خشت خام است و دورى آن از شيراز 32 فرسخ است و اين شهر را توز به تشديد و فتح واو و توز به ضم تاء و سكون واو نيز گفته‌اند و جامه لطيف خوشرنگ ريسمانى را در اين شهر مىبافند و آن را « توزى » گويند چنان كه حكيم انورى فرموده است : در بلاد رى يكى ديوانه بود * روز و شب كردى حدود دشت گشت گفتى اى آنان كه تان آماده است * گاه قرب و بعد از اين زرينه طشت قاقم و سنجاب در سرما ، سه چار * توزى [ و ] كتان به گرما هفت و هشت گر شما را بانوائى بد چه شد * گرچه ما را بىنوائى شد ، چه گشت راحت هستى و رنج نيستى * از شما بگذشت و از ما هم گذشت و جنگهائى كه در صدر دولت اسلام در اين شهر اتفاق افتاد ، در گفتار اول اين فارسنامه نگاشته گرديد و اكنون از اين شهر اسمى و رسمى باقى نمانده است . جانكى در نواحى كوه‌گيلويه نوشته گردد . [ 17 ] - بلوك جره « 3 » « جره » در اصل « گره » بود چنان كه گفته‌اند :

--> ( 1 ) . ( هفتيجان ) كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 255 . ( 2 ) . ر ك : حدود العالم ، ص 44 . در فارسنامه ابن بلخى ، ص 114 ، آمده است : اين توج از كوره اردشير خوره است ( به قديم شهركى بزرگ بودست مقام عرب را شايدكى گرمسير عظيم است و در بيابان افتاده است و اكنون خود خراب است . . . ) . ص 135 و ر ك : ص 163 ، و نزهة القلوب ، ص 116 و 225 ، و ر ك : المسالك و الممالك ، ص 44 و 45 ، و آثار شهرهاى باستانى سواحل و جزاير خليج فارس ، ص 91 ببعد . ( 3 ) . ر ك : فارسنامه ابن بلخى ، ص 115 و 142 : ( جره ) به پارسى ( گره ) گويند شهركى كوچك است و هواى آن گرمسير است ، آب آن از رود است كه خود رود گره گويند و منبع اين رود از ( ماصرم ) است و از اين شهر جز رز خراجى و خرما و غله هيچ نخيزد و مردم آنجا بيشتر سلاح‌ور باشند و جامع و منبر دارد و ( مورجره ) هم از اعمال آن است . و در نزهة القلوب ، ص 127 ، آمده است : ( در زير شيراز است و بندامير كه از عمارات عاليه جهان است در بالاى شيراز ) .