ميرزا حسن حسينى فسايى

1256

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

در بيشتر جايهاى آن آفتاب ديده نشود و در بهار نزديك به ده سنگ آسياگردان آب دهد و در سالهاى خشك ، گاهى آبش چنان كم شود كه به اندازهء معاش اهل بلد نباشد و به اين انديشه از سالهاى قديم آب‌انبارهاى بسيار در اين قصبه ساخته‌اند كه كفايت اهلش در سالى بيشتر نمايد ، در سال 1288 آب چشمه‌هاى قصبه اصطهبانات به‌اندازه‌اى كم شد كه باغستانش بخشكيد و زمين ساده گرديد و پيش از اين سال ميوه‌هاى گوناگون اصطهبانات به اندازه‌اى ارزان و فراوان بود كه در جاى ديگر از فارس نبود . در اوايل اين قصبه درخت چنارى است كه در بلندى قد و كلفتى و راستى كنده و خرمى شاخه ، مانندش ديده نگشته است ، ارتفاعش نزديك 20 ذرع شاه است و دائرهء بيخ كنده آن بيشتر از دو ذرع است « 1 » و اين قصبه را چهار محله است : اول محلهء اهر ، دويم و سيم تيرمنجان « 2 » و كازمان « 3 » چهارم محله ميرى است و در هر محله مساجد و آب‌انبارهاى متعدد بود و بر هر مسجدى چندين درخت گردكان « 4 » و انجير وقف است كه در شبهاى تمام سال هركسى به مسجد آمده ، نماز گزارد ، چند دانه گردكان و انجير به او دهند و به اين وسيله اهل اصطهبانات نمازى شوند . در اين قصبه مسجد جامع وسيع قديمى و دو مدرسه است كه بىرونق مانده‌اند و حكومت و ضابطى اين بلوك سالها در سلسله خواجه‌ها بود و اين دو سه ساله از اختيار آنها بيرون رفته است و اصل اين سلسله از اهل بلدهء جهرم است و با خوانين جهرمى از طايفه ذو القدرند كه سالها به ايالت مملكت فارس و حكومت بلوكات برقرار بودند . و محمد على بيك ذو القدر جهرمى در زمان سلطنت كريم خان زند ، طاب ثراه ، به اصطهبانات آمده ، رحل اقامت افكنده ، به حكومت آن برقرار گرديد « 5 » و او را دو نفر پسر بود : اول آنها : آقا على اصطهباناتى است ، در اوائل سلطنت زنديه به حكومت بلوك اصطهبانات برقرار بود و او را چهار نفر پسر است : اول آنها : حاجى آقا محمد اصطهباناتى است . مادام عمر مشغول زراعت املاك خود بود و او را دو نفر پسر است : اول آنها : علام فهام ، ملجأ انام و مرجع خواص و عوام حاجى ميرزا بابا اصطهباناتى ، در مبادى عمر كسب مطالب علميه را نمود ، پس به هواى نفس يا سوء سلوك مباشرين امور ديوانى ، تقاضاى حكومت اصطهبانات را نمود و بر عم خود حاجى ميرزا صادق ضابط ، مدعى گشته ، حكومت را از او بگرفت و مبالغى بىوجه به اذن امناى فرمانروايان از او دريافت نمود و ميرز [ ا ] عبد الله خان پسر حاجى ميرزا صادق پيشكشى لايق به ديوانخانه بداد و جناب حاجى ميرزا بابا را گرفته حبس كرده و مبلغى به اسم جريمه از او دريافت نمود ، پس بار ديگر جناب حاجى ميرزا بابا به تعارفات ديوانى بر ميرزا عبد الله خان غالب گرديد و آنچه را توانست

--> ( 1 ) . ( در آنجا چنارى است كه 45 ذرع ارتفاع و 11 ذرع قطر دارد ) آثار العجم ، ص 412 . ( 2 ) . امروزه در اصطهبانات آن را ( تيرونجان ) مىگويند . ( 3 ) . امروزه آن را ( كزمان kazaman ) مىگويند . ( 4 ) . در متن : ( گرده‌كان ) . ( 5 ) . درباره اعتراض مردم اصطهبانات به زيادى ماليات و حق الضابطى رجوع شود به وقايع اتفاقيه ، ص 26 .