ميرزا حسن حسينى فسايى
1254
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
جانب مشرق به بلوك خنج و علامرودشت و از مغرب و جنوب به نواحى گلهدار و شكار آن بلوك : آهو و بز و پازن و قوچ و ميش كوهى بسيار و تيهو و كبك انجير و در بعضى جايها دراج است و در زمستان هوبره و چاخرق و زراعت آن گندم و جو ديمى و تنباكو است ، در قديم نخلستانها داشته است و حاكم اين بلوك در حدود سال 1200 ، عابدين خان اسيرى [ بود كه ] او را از خوانين مملكت فارس شمردهاند و تا سال 1275 حكومت اسير با فتح اللّه خان اسيرى نوادهء عابدين خان برقرار بود و چندين سال است حكومت از خانوادهء او بيرون رفته است و از آن سلسله ابراهيم خان اسيرى پسر فضل الله خان پسر اسماعيل خان پسر عابدين خان اسيرى باقى مانده است و گاهى او را نايب و كلانتر مىدارند . و قصبه اين بلوك را نيز اسير گويند « 1 » ، نزديك به 60 فرسخ در جانب جنوب شيراز افتاده است ، خانههاى آن از خشت خام و گل و چوب نخل بوده و شماره آنها تا پنجاه و شصت سال پيش از اين از 1000 درب خانه بيشتر بود و اكنون به صد خانه خراب نمىرسد و آب خوردن اين قصبه از آبانبار بارانى است . و از علماى اين قصبه است : قدوهء علما و زبدهء فضلا : شيخ محمد اسيرى . سالها در شيراز به نشر علوم اشتغال داشت و در سال 1268 از شيراز عود به اسير نمود و در سال 78 [ 12 ] در قصبه اسير به رحمت ايزدى پيوست . و جناب مستطاب علام فهام ، فقيه ايام ، سلالهء حضرت خير الانام ، مجتهد الزمان حاجى سيد على اكبر كه شرح حالش در ذيل محله اسحق بيگ از محلات شيراز در اين كتاب فارسنامه ناصرى گفته شد ، از قصبه اسير برخاسته « 2 » است و اين بلوك مشتمل است بر 10 قريه آباد « 3 » : اسير : همان قصبه اين بلوك است . بلبلى : سه فرسخ شمال اسير است . بهرستان : فرسخى مشرق اسير افتاده است . داد الميزان « 4 » : شش فرسخ ميانه شمال و مغرب اسير . سرگاه « 5 » : فرسخى مغربى اسير است . شلدان « 6 » : نيم فرسخ مغربى اسير است . غربانه : چهار فرسخ ميانه شمال و مغرب اسير است . نوزان : نيم فرسخ مشرقى اسير است . وردوان : سه فرسخ ميانه شمال و مشرق اسير است . هرج « 7 » : به اندك مسافت ، مشرقى اسير است .
--> ( 1 ) . در قريه ( اسير ) مسجدى است كه تاريخ بناى آن را به زمان عمر بن عبد العزيز نسبت مىدهند و در قبرستان قريه مذكور سنگ تاريخى ديده شده كه تاريخ آن رمضان 74 هجرى مىباشد . ( كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 357 ) . ( 2 ) . در متن : ( برخواسته ) - در مورد او مراجعه شود به وقايع اتفاقيه ، ص 747 . ( 3 ) . ر ك : كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 360 . ( 4 ) . در كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 360 : نام اين روستا : ( دار الميزان ) است . ( 5 و 6 و 7 ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 360 و 361 .