ميرزا حسن حسينى فسايى
901
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
به اين نام بيايد بود و اكنون پايتخت كل اين مملكت شهر شيراز است ، چنان كه من بنده گفتهام : فارس را شيراز چون شيرازه است * وصف او بيحد و بىاندازه است وصف او را من نتانم آورم * هرچه آرم ، باز ، گويم قاصرم در تموزش دمبدم باد شمال * مىوزد گرما شود زو پايمال در زمستانش سراسر چون بهار * يخ نبندد جز سه روزى يا چهار برف اگر بارد نماند هيچگاه * فر خورشيدى كند آن را تباه چون در او سرما و گرما پا نهشت * گشت مرداد و ديش اردىبهشت درد و رنج مبرمى در او مبين * پس بگو او را بهشت دويمين سرخرو يا زردرو از درد و رنج * گر كسى باشد بود نار و ترنج باشد ار كس داغ بر دل ، لاله است * ور كسى لب را گزد تبخاله است نيست كس گريان مگر ابر بهار * ور كسى افغان كند باشد هزار گر بجوشد كس ، بود خم شراب * ور خروشد كس ، بود چنگ و رباب « 1 » در سال 74 هجرى محمد بن يوسف برادر حجاج بن يوسف ثقفى « 2 » در نه فرسخ بيشتر ، جنوبى شهر استخر در وقت طلوع برج سنبله ، بناى شهر شيراز را گذاشت « 3 » و روز به روز از رونق استخر ، كاهيده ، بر زينت شيراز مىافزود تا آنكه بيشتر بزرگان و مردمان بازارى استخر ، جلاى وطن نموده ، در شيراز متوطن گشتند « 4 » و در سال 363 شهر شيراز چنان آباد گرديد كه جاى بر بازارى و لشكرى تنگ آمد « 5 » پس امير فنا خسرو عضد الدوله ديلمى در اين سال شهرى ديگر در بيرون دروازه درب سلم « 6 » از قبرستان بزرگ گذشته ، بنا نهاد و لشكريان را در آن جاى داد و نام آن شهر را به مناسبت اسم خود خسرو گرد فرمود و گرد به معنى شهر باشد و بازار آن را سوق الامير گفتند و در كتاب شيرازنامه كه در سال هفتصد و چهل و اند ، تأليف شده ، نوشته است كه اثرى از آن شهر باقى نمانده است « 7 » تا زمان تأليف اين فارسنامه چه باشد ، ليكن دهات واقعه در جانب پائين آن را تاكنون دهات شيب بازار گويند . و در سال 436 امير ابو كالنجار « 8 » پسر ابو شجاع سلطان الدوله پسر ابو نصر بهاء الدوله
--> ( 1 ) . و ر ك : به شعر مرحوم دكتر صورتگر با مطلع : هر باغبان كه گل به سوى برزن آورد * شيراز را دوباره به ياد من آورد ( 2 ) . فارسنامه ابن بلخى ص 132 ، 169 ، 170 ، حدود العالم ، ص 130 ، 131 ، عيون الاخبار دينورى به نقل از شيراز ، على سامى . ( 3 ) . در نزهة القلوب ، ص 114 ، بناى شيراز به شيراز بن طهمورث نسبت مىدهد و در كشفيات باستانشناسى نام شيراز به صورت Shira - its - ish - ish آمده است كه مربوط به سال 517 پيش از ميلاد است بنابراين نمىتواند بناى شيراز مربوط به بعد از اسلام باشد . ر ك : شيراز ، ص 40 ، آربرى ، و شيراز ، ص 13 ، على سامى . ( 4 ) . ر ك : شيراز در گذشته و حال ، ص 26 ببعد و بافت قديم شيراز ، ص 37 ببعد . ( 5 ) . فارسنامه ابن بلخى ، ص 132 . ( 6 ) . شيرازنامه ، زركوب ، ص 28 و 34 . ( 7 ) . شيرازنامه زركوب ، ص 36 ، نزهة القلوب ، ص 114 . ( 8 ) . شيرازنامه ، زركوب ، ص 36 و 37 .