ميرزا حسن حسينى فسايى

1179

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

وفات نمود : گر نيست عنايتى ، عتابى * چندانكه نشاند التهابى آقا محمد صادق تسبيح‌ساز شيرازى : از اهل محلهء سنگ سياه شيراز است ، در فنون كمالات صورى ، مهارتى تمام داشت ، اين بيت از اوست : نيم نانم نى و بدنام « سنان » * پر زيان ديدم ز ملك « پرزيان » « سنان » و « پرزيان » نام دو مزرعه است در بلوك فسا ، در سال 1250 و اند وفات يافت . آقا محمد لله : شرح حالش در ذيل محلهء بالا كفت « 1 » گفته شد . محمود شيرازى : در محلهء بالا كفت گفته شد . مرزبان فارسى : مداح سلاطين سلجوقى است : هر روز خيزم از هوس عشق سوى دوست * همچون شرر ز آتش و همچون بخار از آب گر بانك بر زمانه زند درهم اوفتد * چون زلف روى يار شب و روز از شتاب چون دى شود ز بيم وى امروز در عدم * و امشب ز بس نهيبش چون دوش در حجاب اين شور نگر كه در جهان افتاده است * خلق از پى سود در زيان افتاده است به ز آن نبود كه ما كنارى گيريم * اى واى برآنكه در ميان افتاده است مرشد شيرازى : شرح حالش در محلهء لب آب شيراز گذشت . مرشد شيرازى مشهور به خواجه مرشد بود . اين شعر از اوست : پهلوى سگ تو جاست ما را * جائى به از اين كجاست ما را مشتاق شيرازى : هر لحظه ز من روايتى مىشنوى * وز قصهء من حكايتى مىشنوى سوز دل من فسانه‌اى پندارى * من مردم [ و ] تو شكايتى مىشنوى مشفق شيرازى : در محلهء بازار مرغ است . معين الدين شيرازى : اين [ دو ] بيت از اوست : ايام بقا چو باد نوروز گذشت * روز و شب ما به ماتم و سوز گذشت تا چشم نهاديم به هم صبح دميد * تا چشم گشوديم ز هم روز گذشت مقيم شيرازى : اين بيت را در نشستن زليخا به سر راه يوسف گفته است : به راهش خانه‌اى از نى بنا كرد * در آن نى [ ها ] به‌سان ناله جا كرد مكتبى شيرازى : گويند در قريهء مسجد بردى « 2 » ، فرسخى ميانه مغرب و شمال شيراز ، در

--> ( 1 ) . در متن : ( بالا گفت ) . ( 2 ) . در قصر الدشت كنونى .